لطفا کمترجدی باشید!!!

وقتی بچه دار شدم فکر نمی کردم تو رفتار با بچه ام مشکلی داشته باشه چون یه عالمه کتاب روانشناسی کودک!!! خونده بودم و کاملا می دونستم که می خوام چه کار کنم.

ولی کم کم مشکلات به وجود اومد و من خیلی جاها به بن بست می خوردم. چرا روش های صحیح تربیتی من جواب نمی داد؟  اشتباه من کجا بود؟

تصمیم داشتم مادر قاطعی باشم برای همین طبق نوشته های تو کتاب ها شروع کردم به وضع قوانین و اجرای اونا. وقتی دخترم بهم می گفت: «بستنی می خوام»، خیلی محکم و جدی بهش می گفتم : «نه عزیزم، بستنی رومی تونی بعد از نهارت بخوری».  بعد اون شروع می کرد به جیغ و داد که «بستنی می خوام» . بازهم طبق اصول تربیتی از بی توجهی فعال استفاده می کردم و سر خودم رو به کاری گرم می کردم. ولی بچه آروم نمی شد و همینطور به جیغ زدن ادامه می داد و من هم عصبی می شدم و حتی گاهی سرش داد می زدم. و بعد به خاطر رفتار احمقانه ام خودمو لعنت می کردم.

کمی که گذشت متوجه اشتباهم شدم. همه روش های من درست بود ، فقط چاشنی محبت و خنده ش کم بود.

حالا دیگه اگه دخترم ازم بستنی بخواد، نمی گم «نه ، بعد از نهار باید بخوری»

به جاش می گم : «من یادم نمیاد کی نهار خوردیم که حالا بخوایم بستنی بخوریم؟» بعد دستم رو می .گذارم رو شکمم و می گم «اگه نهار خوردیم پس چرا شکمم خالیه؟ نکنه تو نهار منو خوردی؟ زود غذامو پس بده ...» و بعد با خنده دنبالش می رم و میگیرمش. اون هم متوجه شوخی من میشه و کلی می خنده و دیگه سراغ بستنی رو نمی گیره.

با این روش می تونیم وارد دنیای شاد بچه ها بشیم و اینطوری دیگه در مقابلمون جبهه گیری نمی کنند. ما هم می تونیم قوانین خودمون رو اجرا کنیم.

به قول شاعر:

چوب معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را




منبع: سایت مامیران

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه باکودک از آخرین رویدادهای مرتبط با دنیای کودکان با خبر خواهید شد.