پرتوقع بودن بچه هايتان را به حساب اعتمادبه نفس شان نگذاريد!

وابستگی فرزند به یکی از والدین یا هر دوی آنها از جایی ناشی میشود که پدر یا مادر بیش از حد لازم به فرزندشان رسیدگی کرده و به او خدمات ميدهند. این ویژگی در موارد زیادی در کسانی که تک فرزند هستند، دیده میشود اما در عین حال در برخی خانواده‌ها که چند فرزند دارند در یک یا چند نفر از آن‌ها مشاهده میشود ولي در سایر فرزندان وجود ندارد که این امر ممکن است به دلیل شرایط و ظاهر خاص آن دختر یا پسر، نقص یا ضعف جسمانی او یا شخصیت خاصش باشد .

در چنین شرایطی کودک رفته رفته عزت نفس و اعتماد به نفس خویش را از دست میدهد و تصور میکند به تنهایی از عهده انجام هیچ کاری برنخواهد آمد و حتما باید یکی از والدین یا هردوی آن‌ها در کنارش باشند تا در انجام کارش موفق شود. نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت است و پدر و مادر‌ها باید به آن توجه نشان دهند این است که نباید گمان کنند این مسئله منحصر به دوران کودکی است و در بزرگسالی برطرف خواهد شد.


در بیشتر موارد این وابستگی منحصر به دوران کودکی نخواهد بود و اثرات سوء خودش را در بزرگسالی و مراحل بعدی زندگی فرد نشان خواهد داد که میتواند بسیار آسیب‌رسان باشد. هنگامی که چنین مشکلی کم کم نمایان شد و بروز پیدا کرد نباید والدین به صورت آنی و یکدفعه واکنش نشان دهند بلکه باید آرام و به تدریج راه‌های مقابله با این مشکل را پیش بگیرند. باید کاری کنند خود کودک راهکار‌ها و فرآیندهای مقابله با مسئله را یاد بگیرد .

برای این منظور باید کارهایی را بر عهده او بگذارند که خودش انجام بدهد و از دور بر او نظارت کنند، باید بگذارند در مواردی خودش تصمیم بگیرد، در مسائل خانه دخیل باشد، از او نظرخواهی کنند و تصمیماتی را که برای امور خانه گرفته میشود با او در میان بگذارند تا به این صورت احساس کند هویت دارد، خودش را باور کند و بداند بدون وابستگی به یکی از والدین یا هردوی آنها میتواند وجود خودش را به اثبات برساند.

دکتر نسرين اميري، فوق تخصص روان پزشکي کودکان و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، در کنار توصيه هايش به والدين جوان، به آنها هشدار مي دهد که پرتوقع بودن بچه هايتان را به حساب اعتمادبه نفس شان نگذاريد!

يکي از پرسش هاي اصلي والدين اين است که گرچه اعتماد به نفس فرزندشان بالا است و ظاهرا مستقل شده اما در خيلي از کارهاي شخصي مثل مرتب کردن کمد لباس از والدين توقع کمک دارد. رفتار درست ما براي رعايت مرز بين اعتمادبه نفس بچه ها، مستقل شدن آنها و غرورشان چه بايد باشد؟

کسب اعتمادبه نفس و رسيدن به استقلال ۲ موضوع هم جهت و همزمان هستند. يعني اگر اعتمادبه نفس کودکي را خدشه دار کنيم، به استقلال نخواهد رسيد اما متاسفانه امروزه غرور و پرتوقعي بچه ها به اعتمادبه نفس تعبير مي شود درحالي که اگر کودکمان را پرتوقع بار بياوريم، به نحوي اعتمادبه نفس او را خدشه دار کرده ايم. بچه هاي پرتوقع در بزرگسالي نيز هميشه مي خواهند ديگران کاري براي آنها انجام دهند و اين موضوع با استقلال و اعتماد به نفس در تضاد است. اين نکته ظريف را هرگز نبايد فراموش کنيم.

چه رفتاري کنيم که بچه ها پر توقع بار نيايند ولي اعتماد به نفسشان بالا رود؟

داشتن اعتمادبه نفس يعني متکي بودن بر نفس خود. اگر به ويژگي هاي مثبت کودکانمان خيلي بها دهيم، مثلا وقتي ۲۰ گرفت، شاگرد اول شد، خوب پيانو نواخت و... اين موفقيت ها را بزرگ و مرتب او را تشويق کنيم، پيامي که به کودک مي دهيم اين است که خود تو براي ما خيلي مهم نيستي و براي ما اينکه «برتر از ديگران» باشي، اهميت دارد.

اين کار چه اشکالي دارد؟

اشکالش اين است که شايد فرزند ما در يک موضوع برنده باشد اما معلوم نيست در همه زمينه ها همين گونه باشد. اين مساله مي تواند باعث کاهش اعتمادبه نفس او شود. از سوي ديگر، نوعي حس رقابت و حسادت در او ايجاد مي شود و هميشه به دنبال اين خواهد بود که جايگاه خود را با ديگران مقايسه کند. بدتر از همه اينکه تصور مي کند شما خود او را جداي از موفق بودن يا نبودنش دوست نداريد و اين خيلي آسيب رسان است.

اگر پررنگ کردن موفقيت هاي کودک و تشويق زياد او اعتمادبه نفسش را بالا نمي برد، پس چه رفتاري بايد داشته باشيم تا اعتمادبه نفسش تقويت شود؟

تشويق بايد به اندازه باشد و اگر کودک شکست خورد هم نبايد به او سرکوفت زد زيرا در اين صورت حس مي کند از همه پايين تر است و اعتمادبه نفسش را از دست مي دهد. براي بالا بردن اعتمادبه نفس فرزندتان، به او نشان دهيد هرچه باشد، براي والدين مطلوب است. شايد از برخي کارهاي او خرسند و از برخي کارهاي ديگرش ناراضي باشيد اما مهم اين است که از خود او راضي باشيد چون به هر حال فرزند شماست. در اين شرايط کودک اعتمادبه نفس خود را حفظ مي کند و در جهت بهترشدن قدم برمي دارد.

خيلي از والدين کارهايي که فرزندشان خود مي تواند انجام دهد، برايش انجام مي دهند مثلا به جاي او کيف مدرسه اش را آماده يا هر روز صبح تختش را مرتب مي کنند. اين کارها درست است؟

متاسفانه بسياري از والدين به فرزندشان مي گويند تو فقط درس بخوان، نمي خواهد کار ديگري انجام دهي اما انسان سالم بايد بتواند نيازهاي پايه اي خود را برطرف کند و مستقل باشد. اجازه بدهيد فرزندتان کمي از تفريح و سرگرمي اش بزند و به جاي آن درس بخواند در غير اين صورت پرتوقع مي شود.

نگراني ديگري که والدین مطرح می کنند، اين است که نمي توانند فرزندشان را با اينکه مستقل و با اعتمادبه نفس بار آمده، در جامعه رها کنند چون فکر مي کنند خطرها فراوانند!

بچه اي با اعتمادبه نفس است که بداند خطرها هميشه وجود دارد و قرار نيست هميشه والدين از او محافظت کنند. وقتي فرزندمان راهي مدرسه و دانشگاه مي شود، بايد بتواند از خود مراقبت کند. والدين بايد هميشه به فرزندشان در مورد خطرهاي موجود آگاهي دهند اما او را نترسانند. کافي است به او بفهمانيم هميشه هستيم و اگر مشکلي داشت، مي تواند با ما مشورت کند.

يعني اگر براي فرزندمان خارج از خانه مثلا در مدرسه مشکلي پيش آمد، شخصا دخالت نکنيم؟

در بسياري موارد وقتي کودک دچار مشکل مي شود، کافي است به جاي اينکه پدر و مادر دنبال حل ماجرا باشند، به او راهکار نشان دهند. اگر مشکل در حدي بود که فرزند به تنهايي قادر به حل آن بود، نبايد دخالت کرد. اگر با دوستي دعوايش شد يا دوستي به او سيگار تعارف کرد، اجازه بدهيد خودش مساله را حل کند. والدين نبايد با بروز هر مشکلي براي شکايت و حل مساله راهي مدرسه شوند. اگر کودک در بحث با دوستش ناتوان است، نبايد به او گفت بي عرضه! بايد راه را نشانش داد و مجهزش کرد و دوباره او را راهي ميدان کرد تا تجربه کسب کند.

خيلي از والدين به خصوص در راه مدرسه دورادور مراقب فرزندشان هستند. اين کار درست است؟

والدين نبايد فرزندشان را تعقيب کنند و مرتب مواظب خطرهاي احتمالي باشند زيرا اين کار خود نشانه پايين بودن اعتمادبه نفس والدين و ترس آنها از اجتماع است. به فرزندتان در مورد مسايل آگاهي دهيد و بعد اجازه دهيد با آدم هاي اجتماع ارتباط برقرار کند. جامعه ترس ندارد. اين ذهنيت ماست که از جامعه ترس دارد و فرزندمان را مي ترساند. نکته بسيار مهم اين است که برخي والدين خودشان اعتمادبه نفس ندارند. اگر والديني اعتمادبه نفس پايين دارند، به جاي کارکردن روي اعتمادبه نفس فرزندشان بهتر است اول از خود شروع کنند.


پس درواقع بايد کودک و نوجوانمان را متناسب با سنش با خطرهاي احتمالي و قوانين اجتماعي آشنا و بعد به تدريج او را رها کنيم تا در جامعه مستقل شود؟

بله، حتي گاهي نياز نيست برخي مسايل را برايش بشکافيم و توضيح دهيم چون وقتي کودک وارد مدرسه مي شود، روابط اجتماعي را مي آموزد و با همسن وسالانش رشد مي کند. کودک در مدرسه ناکامي ها، دعواکردن، دزدي و... را که بعدها در جامعه هم شاهد آن خواهد بود، مي بيند و به تدريج شخصيت او شکل مي گيرد و متوجه

 

منبع : سلامت

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه باکودک از آخرین رویدادهای مرتبط با دنیای کودکان با خبر خواهید شد.