مرجان حسینی زاده
منطقه 1
زمینه فعالیت روانشناس کودک و نوجوان
آدرس محدوده شهرک غرب
تلفن 78099898 - 22642065
فکس ---
موبایل ---
وب سایت http://www.marjanhz.com
ایمیل
نقشه گوگل
کاربر گرامی
این صفحه صرفا جهت درج اطلاعات پزشک مربوطه و نقطه نظرات سایر کاربران می باشد. لطفا جهت تعیین وقت و یا مطرح نمودن هرگونه پرسش با تلفنهای ارائه شده ی مطب تماس حاصل فرمایید.

مرجان حسینی زاده:
@child_psychologycal_iran

با سلام و خسته نباشید من یه پسر 6 ساله دارم خیلی فعالو عشق هیجان و صبح تا شب تو فعالیته و یجا بند نمیشه.مدتیه شبا یدفعه از خواب بیدار میشه فقط فریاد میکشه مارو هم نمیشناسه خودشو با سیلی میزنه میگه من دارم دیوونه میشم و اینجور حرفا چیزایی انگار میبینه تو محیط که ما نمیبینیم هر چیم بغلمون میکنیم بیشتر داد میزنه طوری که چشش لکه خون میاد میگه بغلم نکنید بذارید برم.ما بدجور نگرانیم راهنماییمون کنین ممنون میشیم
چهارشنبه 29 اردیبهشت ماه 1395
سلام. پسری دارم 9 سالشه. گاهی اوقات ناخودآگاه از چیزی میترسد واعلام میکند حیوانی نزدیک وی میشود.از خواب بلند میشود و فریاد میزند. اگه ممکنه راهنماییم کنید چکار کنم؟.ممنون
سه شنبه 14 اردیبهشت ماه 1395
سلام دختر دو سالو چهار ماهه ای دارم ک خیلی ترسوست از همه چی میترسه,از اسباب بازیهایی ک صدای زیادی دارن,از صحنه های خشن تلویزیون,از تاریکی خیلی نگرانم لطفا راهنمایی کنید,ممنون
جمعه 21 اسفند ماه 1394
سلام.خسته.نباشید من پسر۲۱ماهه دارم که یک هفته میشه شیر روز رو ازش گرفتم و سه شبه شیر شب رو گرفتم .اماشبا برای خواب خیلی لجبازی میکنه.روزها هم وقتی تو جمع هستیم خیلی لجبازی و بیقراری داره .میخواستم بدونم باید چیکار کنم.در ضمن هنوز هم موقع خواب اصرار داره که سینمو ببینه .لصفا راهنماییم کنید خیلی نگرانم.یعنی بعداز یک هفته این حالت ها طبیعیه !؟چقد باید بهش زمان بدم تا حالت عادی پیدا کنه!؟
شنبه 24 بهمن ماه 1394
سلام وخسته نباشید دختر من الان بیست وپنج ماه داره الان تقریبا دو ماهی هست که هر چیزی میخواد یا حتی کسی بیاد سمتش بغلش کنه یا بوسش کنه یا حتی نصف شب که بیدار میشه شروع میکنه به کندن موهاش اول با ملایمت باهاش برخورد کردم فایده نداشت الان دیگه کتکش هم میزنم خیلی اعصابم را به هم میریزه لطفا راهنمایی کنید
چهارشنبه 21 بهمن ماه 1394
با سلام وخسته نباشید،من دختری دارم 6ساله که توی مهمانی ها و جای شلوغ عصبی میشه وسرهرمساله کوچیک شروع به گریه میکنه لطفا راهنمایی کنید که باید چکار کنم؟
شنبه 28 آذر ماه 1394
با سلام خدمت شما من دختر 4 ساله دارم که از دو سالگی به مهد می رفته ولی الان اصلا حاضر نیست به مهد بره هر روز به بهانه مختلف نمی ره مهدش رو عوض کردم یک ماه خیلی خوب بود ولی باز هم بهانه می یاره که دلش برا من تنگ می شه لطفا راهنمایی بفرمایید من برا مدرسه نگرانم که تو مدرسه هم همین مشکل را داشته باشم
شنبه 30 آبان ماه 1394
باسلام پسرم سه سال وچهارماه داره حدود سه ماه لکنت داره میترسم فک میکنم علتش هم ترسیدن بوده یروز توپارک منو گم مرد بعد از اون چند روز بعد اینجور شد البته شیطنتش هم خیلی زیاده وباعث میشه گاهی وقتا از کوره دربرمو سرش داد بکشم باید چکار کنم میترسم لکنتش دایمی بمونه به حرفاش با حوصله گوش میدم وهیچ وقت براحرف زدن عجلش نمیکنم شما بگید چکار کنم
جمعه 10 مهر ماه 1394
سلام دختر3ساله ای دارم توجمع خیلی شلوغه.حرکات منفی روفورا کپی میکنه.وقع خودن غذاومیوه به حق خودش قانع نیست وتومهمونی شدیدترمیشه.البته بسیارباهوشه وکتاب قصه هاشوحفظه خیلی سوال مپرسه.اصلاحرفمون گوش نیکنه وهمه چیزرامیخادتجربه کنه.توجمع همه سرزنشم میکنن بخاطرکارش.ترجیح میدم بیشترخونه باشم اماتاواردجمع میشیم اذیتاش روع مشه .لطفاراهنایی کنید.ممنونم.
شنبه 4 مهر ماه 1394
با سلام و خسته نباشید پسر سه و نیم ساله ای دارم که همه بچه ها رو کتک میزنه.بازی با بچه ها روبلد نیست و خیلی داد و بیداد میکنه لطفا راهنماییم کنید ممنون
سه شنبه 31 شهریور ماه 1394
سلام خسته نباشيد دختر من ١٢ سالشه و هنوز تو اتاقش نمي خوابه چيكار كنم بعد تو اتاق خودشم ميخوابه ١٠بار منو بيدار ميكنه چيكار امشبم بهش گفتم بايد تو اتاق خودت بخوابي ولي ميگه من ميترسم اي بابا😔
چهارشنبه 11 شهریور ماه 1394
با سلام و خسته نباشید. از شما راهنمایی میخواستم من یک پسر 2 سالو سه ماهه دارم . که موقع خواب حتما باید دستشو رو سینه ام بزاره تا بخوابه البته من ایشون رو در سن یک سال و هفت ماهه از شیر گرفتم نمیدونم این مساله در رفتار آینده اش تاثیر منفی داره و درمن خودم خیلی اذیت میشم. سوال بعدی هم اینه که پسر من بیشتر مواقع حرف گوش نمیده مثلا علاقه زیادی به چیزهای خطرناکتر چاقو پیچ گوشتی و ... داره زمانی که بهش میگم خطرناکه فرار میکنه و آون وسیله رو مخفی میکنه. کلا حرف گوش نمیده یا اینکه الان دو هفتست دارم تلاش میکنم از پوشک بگیرم هفته اول قشنگ میگفت مامان دستشویی البته فقط برای ادرار اما هفته دوم دیه اصلا نمیده عموم ادرار رو هم نمیگه خودشو خیس میکنه وقتی هم خواستم دوباره پوشکش کنم دیگه پوشک رو هم قبول نمیکنه ممنون میشم راهنماییم گنید
چهارشنبه 11 شهریور ماه 1394
مساله ای که شما می فرمایید با توجه به حساسیت خودتون و سابقه لجبازی ایجاد شده در کودکتون باید حتما حضورا مراجعه کنید تا با توجه به نیاز و شرایط خانوادگی شما و شرایط فرزندتون تمهیداتی تدارک ببینیم و این آمادگی را در کودک فراهم کنیم. بهتر است قبل از هرچیز به پاسخ بدنی کودک توجه داشته باشید که آیا آمادگی از پوشک گرفتن را دارد یا خیر. این مرحله بسیار حساسیست که اگر بخواهید سخت گیری یا سهل انگاری کنید با مشکلاتی در آینده شخصیتی کودک مواجه خواهید بود. اما از نظر سنی زمان مناسبی برای این کار است.
یکشنبه 12 مرداد ماه 1393
1. از ابتدا به کودک توجه کافی داشته باشید که مجبور نباشد با دست زدن یا کارهای نامناسب توجه شما را جلب کند. 2. در این سن این شما هستید که باید همه تمهیدات را بچینید تا مدام نخواهید به او تذکر دهید. یعنی محیطی امن و بی دغدغه برای کودک فراهم کنید. 3. خواستیتان را دوباره مرور کنید آیا توقعتان از کودک این سن متناسب است؟ یعنی آموزش دست نزن به وسیله ای در حالیکه جلوی دست اوست و نیز برایش جذاب است برای کودک 14 ماهه امکان پذیر است؟ (ما اصول آموزشی را از 3 سالگی آغاز می کنیم مگر در موارد خطر آسیب به خود کودک یا وسیله ای یا آسیب به شخص دیگر . 5. شما می توانید از کلمه شرطی کننده و معجزه گر " نـــــــه " استفاده کنید. مثلا : دست نه / انگشت نه / کتک نه و... اگر کودک بعد از 2 بار یادآوری باز به کارش ادامه داد، او را در تختش اگر نرده دارد بنشانید تا 2 دقیقه و به او بگویید بخاطر این اینکار را کرده اید که به فلان چیز دست زده یا مثلا چیزی را پرت کرده یا .... بعد از دو دقیقه برایش توضیح دهید کارش درست نبوده. بعد اگر خواست عذرخواهی کرده و شما بپذیرید نه اینکه با عذرخواهی خشک و خالی شما بپذیرید و او باز به کارش ادامه دهد. البته بهترین روش این است که بعد از این مدت راه جبران حرکت ناشایستش را به او بیاموزید و از او بخواهید کارش را جبران کند (البته در صورتی که توانایی این کار را داشته و متناسب سن و رشدش باشد و به او آسیبی وارد نشود) پس در هر حال اگر برای بار سوم و بعد از استفاده از "... نه" دوباره به کار ناشایستش ادامه داد، در جایی کسل کننده بی هیچ وسیله بازی و تلویزیون تا 2 دقیقه تنها بنشیند. شما دورادور مراقبش باشید و قبل گذراندن 2 دقیقه با گریه و التماس او راضی به برداشتش نشوید. اما در پایان توجه داشته باشید که شما باید انعطاف پذیریتان را بالا ببرید و از تذکر مداوم بپرهیزید و کودک را به کاری مشغول کنید تا نخواهد با گرفتن توجه منفی یا انجام رفتاری نامناسب خودش را سرگرم کند. در مورد انگشت خوردنش با متخصص اطفال مشورت کنید و اگر توصیه ای داشتند روی همان پیش روید.
یکشنبه 12 مرداد ماه 1393
ماندگاری این حالت در کودک شما زمان مشخصی ندارد. بهترین کاری که می توانید بکنید این است که ضمن حفظ آرامشتون اونو مجبور به برقراری ارتباط با سایرین نکنید. همین اندازه که در محیط های اجتماعی شرکت داشته باشید کافیست تا او کم کم به برقراری ارتباط ترغیب شود. هنوز هم از نظر سنی به رشد کامل شناختی یا اجتماعی نرسیده و بهتر است توقع خودتون رو تعدیل کنید. به هیچ عنوان بدون اطلاع دادن به او ازش جدا نشید یا اصطلاحا غیب نشید. می تونید در مورد " اضطراب جدایی " در این سن هم مطالعه بیشتری داشته باشید. http://ravanekoodak.blogfa.com و روی موضوع اضطراب جدایی کلیک کنید. همچنین هرگز جلوی پسرتون راجع به عملی که داشته صحبت نکنید تا این موضوع توجیهی برای کناره گیریش از سایرین نشود. جای او صحبت نکنید و مدام این موضوع را بعنوان یک ضعف برای دیگران توضیح ندهید.
یکشنبه 12 مرداد ماه 1393
سلام، خسته نباشيد، من دخترمو ٤ ماه پيش به روش قديم از شير گرفتم و به دليل لجبازيش خيلي سرزنش شدم و حالا ميخواهم ان شاا٠٠٠ هفته ديگه از پوشك بگيرمش، دو سالو سه ماهش ميشه، راهنمايي ميخوام كه چه جوري شروع كنم؟!؟ سر شيرگيري خودم انقدر گريه كردم كه بينيم خونريزي كرد از اعصابم و رگشو سوزوندم٠
پنجشنبه 2 مرداد ماه 1393
با سلام من پسری 14 ماهه دارم. هر کاری میکنم بهش مفهوم دست نزن یا این کارو نکن رو یاد بدم موفق نمیشم. میشه راهنمایی کنید. ضمنا موقع خواب و بعضی وقتا وقتی اسم شیر یا غذا رو میارم انگشت شست چپشو میخوره.دکترش گفته تا دندوناش در نیاد کاریش نمیشه کرد. چون 11 ماهگی دندون دراورد و الان 5 تا داره. ممنون.
دوشنبه 30 تیر ماه 1393
با سلام پسر هجده ماه ایی دارم که به تازگی عمل هایپوسپادیاس کرده و به تارگی نسبت به آدمها گوشه گیر شده و من میچسبه و گاهی گریه میکنه و از دکتر میترسه میشه بگید این حالت تا کی هست و من چه کاری مستونم بکنم که زودتر خوب بشه البته کلاس هم میبرمش ممنونم
چهارشنبه 25 تیر ماه 1393
علایمی که مطرح کردید هم می تونه نشانه بیش فعالی باشه هم نه. اما تشخیص این مساله اصلا با گزارش دادن چند جمله درست و حرفه ای نیست. این رو مطلع باشید که همه ADHD ها بیش فعال نیستند، یعنی سه نوع مختلف هست. و در طیفی بین خفیف تا شدید رده بندی میشن. در ضمن برای تشخیص اصلی باید فرم هایی استاندارد توسط شما، مادربزرگ و مهد یا محل آموزشش و مشاهده روانشناس پر شه . در غیر این صورت برچسب زدن بدون بررسی دقیق جالب نخواهد بود. برای این کار می تونم حضورا به شما کمک کنم، اول در تشخیص نوع و اطمینان از وجودش و سپس در گرفتن تمریناتی برای مدیریت خونه.
پنجشنبه 12 تیر ماه 1393
سلام خسته نباشید من یه دختر 3 سال و سه ماهه دارم که بسیار دختر خوب و حرف گوش کنیه منطقی و مودب و اجتماعیه اما فوق العاده پر تحرکه و زیاد حرف میزنه.اصلا نمیتونه یه جا بشینه یا آروم با اسباب بازیاش بازی کنه هیجانش خیلی زیاده و مخصوصا تو محیط بیرون یا مهمونی نمی تونم اصلا کنترلش کنم حتی وقتی تلویزیون میبینه دایم بالا پایین میپره و راه میره. 3 روز در هفته به کلاس زبان میره و بقیه مدت معمولا پیش مادر بزرگش میمونه چون من شاغلم. بعضی وقتا احساس میکنم تو مدتی که باهاش هستم فقط دارم بکن نکن میکنم.حتی وقتی دارم براش کتاب میخونم دایم باید با یه چیزی بازی کنه یا با پاش یا موهاش.خیلی با موهاش بازی میکنه و همیشه دستش به موهاشه. می خواستم ببینم ممکنه بیش فعال باشه؟ و من باید با این هیجان زیادش چیکار کنم در ضمن خیلی باهوشه و اگه یه کتاب شعر و 3 4 بتر براش بخونم همه رو حفظ میشه. ممنون میشم من رو راهنمایی کنید
پنجشنبه 12 تیر ماه 1393
اضطراب كودك شما حتما علتي دارد، يا آن علت را با شاهده و دقت در يكي دو هفته دريابيد و آن عامل را حذف كنيد، يا اگر شخصا موفق نشديد حضورا مراجعه نماييد تا با بررسي همه جانبه مسايل كودك شما هم به خودتان هم به كودك تمرينهايي عملي بدهم. تاثير اين تمرينات معادل مصرف داروست با اين تفاوت كه تاثير دارو تا زمانيكه شما آن را مصرف كنيد اما اين تمرينات اثر مثبت دائمي درون كودكتان خواهد گذاشت. اگر ريشه لكنت كودك هم با بررسي همين اضطراب باشد كه با رفع اضطراب ، لكنت هم رفع خواهد شد.
چهارشنبه 28 خرداد ماه 1393
سالم پسری 5 ساله دارم.که در هنگام بیان لغات وشعر خیلی خوب است ولی اگه بخواهد جمله بگه لکنت پیدا میکنه و پسرم خیلی ترسو است مخصوصا وقتایی که لکنت داره.چطور می تونم اضطراب اونو کنترل کنم
چهارشنبه 21 خرداد ماه 1393
متشکرم
سه شنبه 20 خرداد ماه 1393
با این شماره تماس بگیرید و بگویید برای نوجوان می خواهید. مسایل نوجوانان بسیار عمیق تر و جزئی تر است که باید حضورا همه چیز بررسی شود. شما نباید به رفتارهای ظاهری او اکتفا کنید . باید دلایل درونی و افکار او درک شود. 29903190 کلینیک دانشگاه شهید بهشتی کتاب هایی هم انتشارات رشد یا جیحون یا دانژه برای نوجوانان دارند که می توانید با مطالعه آنها خوب به دنیای نوجوانی بخصوص برای پسر ها آشنا شوید.
سه شنبه 13 خرداد ماه 1393
تا یک سالگی و 8 -9 ماهگی مشکلی نیست از آن به بعد هم که دیگر او را از شیر بگیرید تا شب ها هم به این دلیل تماس فیزیکیتان کم شود. همچنین بعد از این سن می توانید شب ها عروسکی نرم و پارچه ای به او بدهید که موقع خواب بجای شما او را بغل کند و ببیند بدون تماس فیزیکی با شما هم می تواند به خواب رود. ساعت 9 شام و بعد خواب خوب است و ساعت 5 صبح صبحانه . این ها برای بالای 1سال 8-9 ماهگی یا 2 سال است.
سه شنبه 13 خرداد ماه 1393
مثلا درمورد پرت کردن : اگر پرت کرد : اول بگویید "پرت کردن نه" بعد او را مشغول کار دیگری کنید یعنی از بیکاری نباشد که این کار را می کند. بعد اگر باز این کار را کرد او را در تختش اگر نرده دارد بنشانید تا 2 دقیقه و به او بگویید بخاطر این اینکار را کرده اید که وسیله ای را پرت کرده. بعد از دو دقیقه برایش توضیح دهید کارش درست نبوده. بعد اگر خواست عذرخواهی کرده و شما بپذیرید نه اینکه با عذرخواهی خشک و خالی شما بپذیرید و او باز به کارش ادامه دهد. یا با تذکر یا دادی مدت کمی آرام شود و دوباره... پس در هر حال اگر برای بار دوم و بعد از "پرت کردن نه" شما اینکار را کرد باید در جایی کسل کننده بی هیچ وسیله بازی و تلویزیون تا 2 دقیقه تنها بنشیند. شما دورادور مراقبش باشید و قبل گذراندن 2 دقیقه با گریه و التماس او راضی به برداشتش نشوید. اگر هم وسیله پرت شده مهم نیست و جایی خطرناک نیانداخته بی توجهی محض کنید تا متوجه شود با این کار نباید توجه شما را جلب کند. بهتره دست از تذکر های همیشگی بردارید. شده 4 بار بخاطر رفتار نامناسبش محیط مهمانی یا پارک را ترک کنید تا با دیدن عاقبت جدی کارش ، بعد از مدتی، برای همیشه روش بهتری را برای برقراری ارتباط و بازی اتخاذ کند. معمولا برای این گونه بچه ها عذرخواهی پذیرفته نیست و او باید مستقیما عاقبت کارش را ببیند مثلا همان ترک کردن محیط مورد علاقه او یا محروم شدن از تلویزیون و وسیله بازی مورد علاقه اش. در این مواقع کمترین تذکر را بدهید و عملا او را متوجه کارش کنید نه فقط کلامی یا هنگام داد زدن نادیده گرفتن محض (یعنی نه نگاه اخم آلود یا هر نوع نگاهی نه تذکر بیش از یک بار) اگر ادامه داد به گوشه ای کسل کننده بدون تلویزیون یا وسیله بازی هدایتش کنید و بگویید بخاطر داد زدنش باید آنجا بایستد. هر چقدر گریه و التماس کرد بی توجهی کنید و اگر از جایش تکان خورد از پشت شانه هایش را گرفته به سر جایش باز گردانید و کوتاه نیایید تا 2 دقیقه، بعد هم قد او شده در چشمانش نگاه کنید و بگویید کارش درست نبوده و می توانسته آرام تر خواسته اش را بگوید یا حرفش را بزند بعد هم ادای آرام صحبت کردن را برایش در آورید. اگر زمانی آرام تقاضایی کرد حسابی او را بغل و بوس کنید.
سه شنبه 13 خرداد ماه 1393
سلام من دوباره متنی که نوشته بودم را خواندم و احساس کردم کمی ناواضح نوشته ام. کمی متنم را ویرایش کردم و دوباره می فرستم: سلام من پسر 9 ماهه دارم. سوال من درمورد خواباندن شب بچه است. پسر من شب ها با شیر من می خوابد. از طرفی در منابع مختلف خوانده ام که بهتر است در این سن بچه ها شب ها بدون تماس فیزیکی با مادر و شیرخوردن بخوابند، و از طرفی پسرم بدون شیر گرسنه می ماند و غذای کمکی ای که می خورد برای سیر کردن او کافی نیست. اگر بخواهم به غذای کمکی اش اتکا کنم و شیر قبل از خوابش را حذف کنم که با شیر نخوابد، شب گرسنه می ماند و حتی اگر بخوابانمش، به زودی بیدار می‌شود. اما اگر بخواهم قبل از خواب به او شیر بدهم، قطعاً با شیر می خوابد. یعنی نمی‌شود که شب به او شیر بدهم و سیر بشود اما خوابش نبرد و من فرصت داشته باشم که بگذارمش روی تخت تا خودش بخوابد. چون پسر من هر وقت شیر می خورد خوابش می برد. در روز هم هروقت شیر می خورد می خوابد. فعلا الگوی شیر و خواب او به این صورت است: ساعت 8 یا 9 شام او را می دهم و ساعت 9:30 او را برای خواب به اتاقش می‌برم. شیرش را می‌دهم و می خوابانمش. معمولاً قبل از اینکه به خواب سنگین شبانه برود دو سه بار تا ساعت 12 بیدار می‌شود و شیر می‌خورد و دوباره می خوابد. اما وقتی خوابید تا 5 صبح می خوابد. ساعت 5 دوباره برای شیر بیدار می شود و دوباره می خوابد. تا ساعت8 یا 9 صبح یک یا دوبار دیگر برای شیر بیدار می شود. و ساعت 8 یا 9 صبح کاملا بیدار می شود و بعد از شیر صبحانه می خورد و کمی بازی می کند و دوباره شیر می خورد و تا ظهر یکی دو ساعتی می خوابد... از طرفی شب ها که بیدار می‌شود، نه با بغل و نه ماساژ و نه صدای من آرام نمی‌شود. فقط شیر می‌خواهد. اگر هم موفق شوم با بغل و ماساژ و ... آرامش کنم، نیم ساعت یا یک ساعت بعد دوباره بیدار می‌شود ولی این بار دیگر با هیچ کاری بجز شیر آرام نمی‌شود و نمی‌خوابد. این را بگویم که پسرم وقتی مشکلی نداشته باشد (یعنی گرسنه نباشد یا دلش درد نکند)، اصلاً شب بیدار نمی شود و تا صبح خوب می خوابد. اما وقتی گرسنه یا ناراحت باشد، با گریه از خواب بیدار می‌شود. صبح ها که بیدار می شود، چون مشکلی ندارد، خودش با خودش بازی می کند تا من بروم سراغش. لطفا بفرمایید چه کار کنم؟ آیا رویۀ شیر دادن قبل از خواب و شیردادن شبانه را ادامه دهم یا اینکه راه دیگری را امتحان کنم؟
جمعه 9 خرداد ماه 1393
سلام من پسر 9 ماهه دارم. شب ها با شیر من می خوابد. از طرفی در منابع مختلف خوانده ام که بهتر است در این سن بچه ها شب ها بدون تماس فیزیکی با مادر و شیرخوردن بخوابند، و از طرفی پسرم بدون شیر گرسنه می ماند. درست است که الان به او غذای کمکی می دهم. اما در منابع خوانده ام که تا یک سالگی غذای اصلی شیر مادر است و غذای کمکی باید به میل و دلخواه بچه به او داده شود. پسر من هم غذای کمکی اش را با میل نمی خورد و من فقط به دادن چند قاشق بسنده می کنم. گاهی اگر اصرار کنم که بیشتر بخورد، عوق می زند و هر چه که از یک ساعت پیش خورده بوده را بالا می آورد! حالا هم می بینم اگر بخواهم به غذای کمکی اش اتکا کنم و شیر قبل از خوابش را حذف کنم که با شیر نخوابد، شب گرسنه می ماند و حتی اگر بخوابانمش، به زودی بیدار می‌شود. اما اگر بخواهم قبل از خواب به او شیر بدهم، قطعاً با شیر می خوابد. یعنی نمی‌شود که شب به او شیر بدهم و سیر بشود اما خوابش نبرد و من فرصت داشته باشم که بگذارمش روی تخت تا خودش بخوابد. چون پسر من هر وقت شیر می خورد خوابش می برد. در روز هم هروقت شیر می خورد می خوابد. این را هم بگویم که من ساعت 8 یا 9 شام او را می دهم و ساعت 9:30 او را برای خواب به اتاقش می‌برم. شیرش را می‌دهم و می خوابانمش. معمولاً قبل از اینکه به خواب سنگین شبانه برود دو سه بار تا ساعت 12 بیدار می‌شود و شیر می‌خورد و دوباره می خوابد. اما وقتی خوابید تا 5 صبح می خوابد. ساعت 5 دوباره برای شیر بیدار می شود و دوباره می خوابد. تا ساعت8 یا 9 صبح یک یا دوبار دیگر برای شیر بیدار می شود. و ساعت 8 یا 9 صبح کاملا بیدار می شود و بعد از شیر صبحانه می خورد و کمی بازی می کند و دوباره شیر می خورد و تا ظهر یکی دو ساعتی می خوابد... پسرم وقتی گرسنه یا ناراحت باشد، با گریه از خواب بیدار می‌شود. اما اگر مشکلی نداشته باشد وقتی بیدار شد روی تختش با خودش بازی می کند تا من بروم سراغش. شب ها که با گریه بیدار می‌شود، نه با بغل و نه ماساژ و نه صدای من آرام نمی‌شود. فقط شیر می‌خواهد. اگر هم موفق شوم با بغل و ماساژ و ... آرامش کنم، نیم ساعت یا یک ساعت بعد دوباره بیدار می‌شود ولی این بار دیگر با هیچ کاری بجز شیر آرام نمی‌شود و نمی‌خوابد. لطفا بفرمایید چه کار کنم؟ آیا رویۀ شیر دادن قبل از خواب را ادامه دهم یا اینکه راه دیگری را امتحان کنم؟
جمعه 9 خرداد ماه 1393
سلام، پسرم ٣ سال و نيم هست، بسيار پرخاشگر هست و تمام اسباب بازياشو ميشكنه و بسيار پر تحرك و پر انرژى هستش و اصلاً خسته نميشه ولى دكترش ميگه طبيعى هست اما من هم بسيار خسته ميشم از كاراش وقتى ميبينم به حرفم گوش نميده متأسفانه محكم به روى پاش ميزنم و يا تنبيه بدنى ميكنمش، بعد خودم پشيمون ميشم، ولى واقعاً پسر بازيگوشى هستش، ميدونم راه منطقيش تنبيه نيست اما انقد اذيتم ميكنه كه مجبور ميشم، خواهشاً بفرماييد با بچه هاى حرف گوش نكن و پرخاشگر چطور بر خورد كنيم؟ ممنون
جمعه 9 خرداد ماه 1393
سلام با تشکر از شما پسری 14 ساله دارم که اخلاقی بد همراه با خشونت و فوق العاده حساس و زود عصبانی شده و به درو دیوار مشت میزند مرا راهنمایی کنید که باهاش چجوری رفتار کنم.ممنون
پنجشنبه 8 خرداد ماه 1393
مادر عزيز احتمال چند مساله درمورد كودك شما هست: ١. آيا در اين مدت تغييري در شكل زندگي او رخ داده؟ مثل گرفتن پوشك و شيشه شير يا جدا كردن جاي خوابش يا تغيير اتاق خواب و محل زندگي يا تغيير مربي، جدايي از يك دوست يا رفتن يكي از نزديكان يا آمدن شخصي غريبه، تغيير در زمان خواب و ... خلاصه تغييري در سبك زندگي او كه اتفاقا به آن بسيار وابسته و علاقمند بوده ٢. آيا شما حرف هاي كودكتان را كاملا متوجه ميشويد؟ يعني منظورش را ميفهميد و او ميتواند خوب و واضح صحبت كند؟ در مورد شماره يك بهتر است زيركانه آن تغيير را برايش خوشايند و عادي كنيد و اگر درست است به حالت قبل بازگردانيد. در مورد شماره دو اگر هنوز خوب نميتواند صحبت كند با او كار كنيد و نسبت به اشارات و تلاش هاي او براي فهماندن منظورش حساس و دقيق شويد تا حرصش درنيايد. همچنين ميتوانيد از مربيش بخواهيد برايتان توضيح دهد با بدرفتاري بچه هاي چه ميكنند؟ احتمال زياد يكي از راهكارها ناديده گرفتن محض رفتار هاي بد و ديدن و تحسين زياد رفتار هاي درسته. وقتي ميگن ناديده گيري يعني حتي يك نگاه يا تذكر هم نبايد باشد. فقط درصورت آسيب رساني به خود يا به كسي يا آسيب رساني به شخص ديگري وارد عمل شده و با جديت نه با پرخاشگري او را از آن محيط دور كنيد ولي دادو بيداد و تذكرات هميشگي را كنار بگذاريد . بچه ها بعد از مدتي گوششان به تذكرات شما عادت كرده و گويي كر ميشوند. پس بي جهت خود را خسته نكنيد. مدام او را تهديد هايي كه هرگز عملي نميكنيد ، نكنيد يا تنبيهاتي انجام دهيد مثل محروم سازي از وسيله اي مورد علاقه يا كارتوني كه دوست داره . اما واقعا اينكار را انجام دهيد نه اينكه خود و حرفتان را بي ارزش كنيد. در مواقعي هم كه نميتوانيد كاري بكنيد مثلا زمان مهماني به تغيير محل كودك و نگاه نكردن به چشمان او يا حرف نزدن با او به مدت ٥ دقيقه اكتفا كنيد. در هر روز براي هر پنج تحسين نهايتا يك تنبيه يا تذكر در نظر بگيريد و اين هم بايد بلافاصله بعد از رفتار بد او باشد نه بعد از مدتي كه از قضيه گذشته
چهارشنبه 7 خرداد ماه 1393
با سلام و خسته نباشيد،ما انگلستان زندگى ميكنيم و پسر ما ٣ سال و ٨ ماهه هستش كه حدود يكساله كه مهد كودك ميره، و دو زبانه فارسى و انگليسى حرف ميزنه، از كوچيكش خيلى بازيگوش بود و پر از تحرك ، اما هيچ موقع كسي رو اذيت نميكرد و يا كتك نميزده، و بسيار حرف گوش كن و منظم بود، متأسفانه الان حدود دو هفته هستش كه پرخاشگر و عصبى شده و منو پدرش را حسابى ميزنه و چنگ ميزنه، و حتى تو مهمونيها حركاتهاى جالبى انجام نميده، مانع بازى بچه هاى ديگه ميشه، من و پدرش تا به حال تنبيه بدنى انجام نداديم و پدرش بسيار منطقى و آروم هستن ، من گاهى اگر كار اشتباهى انجام ميداد دعواش ميكردم و گاهى خشن بر خورد ميكردم، اما پسرم همچنان تو مهدكودك نمونه هست و وقتى به اطلاع مربياش رسوندم كه تو خونه و مهمونيها رفتارش غير طبيعى شده اونها گفتن ولى پسر شما دقيقاً تو اين هفته بهترين شاگرد بوده و حتى به من نشون دادن كه عكسشو تو يه ستاره بزرگ انداختن كه سوپر أستار مهد كودك شدو رفتارش با مربيا و بچه ها مثل گذشته هستش، پسرمان نگران مان كرده و بسيار جيغ ميزنه و اگر حرفى باب ميلش نباشه درها رو به هم ميكوبه و هر چى هر قدر خطرناك باشه به سمت من و پدرش پرت ميكنه با هيچ كس اينطورى نيست فقط من و پدرش، خيلى خيلى نگرانش هستيم و نميدونيم تا كى ادامه داره، روزهاى اول بسيار عصبانى ميشدم از دستش و حتى داد هم ميزدم سرش ولى الان ٥ روزى هست كه بسيار منطقى رفتار ميكنم و آروم بهش ميگم كارت بده، چون ميترسم چون چيزايى كه پرت ميكنه ممكنه خيلى بزرگ باشن مثل يك قابلمه، ميخام با حرفهاى آرومم اونارو ازش بگيرم كه آسيبى وارد نكنه، خلاصه تمام دنيا برامون تيره شده، ممنون ميشم راهنمايي بفرماييد با تشكر 🌺🌺
یکشنبه 4 خرداد ماه 1393
بله امکانش هست هنوز آمادگیشو نداشته باشه و می توانید این آموزش را 3 تا 6 ماه به تعویق بیندازید. اما قبل از آن به متخصص اطفال مراجعه کنید تا مطمئن شوید دستگاه دفع کودک شما رشد لازم را کرده و تکمیل شده . بعد مدتی او را با خود به توالت ببرید، بطوریکه از ابتدا تا انتهای کار شما را مشاهده کند. برایش در حین کارهایی که انجام می دهید با سادگی و کلمات قابل فهم توضیحات لازم را بدهید. حتما توالت مخصوص کودک برایش فراهم کنید. شاید کودک از اندازه توالت بزرگ سالان یا سیفون می ترسد. تمام مدت توالت را در سه ماه اول کنارش بمانید. به او سخت نگیرد و مدام تذکر نجس و پاکی و رعایت صحیح اصول را ندهید. با خوش رویی صبور بوده و برای آموزشتان حداقل سه ماه وقت بگذارید. برای اوایل می توانید شب ها پوشک را ببندید و روزها آن را درآورید. درصورتیکه جای دیگری کارش را کرد او را شماتت نکنید. فقط او را به سمت توالت هدایت کرده و مراحل را دوباره برایش تکرار کنید. دقت کنید ببینید از چه چیزی می ترسد یا نگران چیست آن را حل کنید. دادن کتاب داستانی برای نگاه کردن هنگام توالت کردن و یا گذاشتن موسیقی در این زمان برای او می تواند کار را ساده تر و البته دلپذیر تر کند تا کودک زود تر به این روش عادت کند.
چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1393
آیا فهمیدن این موضوع برای شما یا زندگی کودک شما چقدر مهم است؟ به نظرم دلمشغولی بابت جزئیات رفتاری کودک فقط شما را خسته می کند. به هر صورت شاید کودک ازین آهنگ خاطره ای ناخوشایند دارند. به این صورت که یکبار اگر شما این را می خواندید او نمی خواسته بخوابه یا یکبار قبل یا بعد این شعر شما و پدر وارد مشاجره ای شدید یا مشکلی در جو خانواده پیش آمده که کودک با شنیدن این آهنگ یاد آن خاطره می افتد. یا اینکه شاید شما ناخود آگاه یکبار با خواندن این شعر اشک ریختید. در فیلم های تلویزیونی هم این ممکن است. از خواندن این شعر خودداری کنید و کودک را در انتخاب این مساله آزاد بگذارید. این مساله ای نیست که با نبودش مشکل خاصی برای زندگی شما یا کودکتان پیش آورد.
چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1393
(در صورت نبود مشکلی پزشکی و با مشورت با متخصص اطفال) این نحوه خواب و بیداری تا یک سالگی تنظیم خواهد شد. مهم این است که شما بدانید در 6 تا 8 ماهگی ممکن است کودک هر دو تا سه ساعت یکبار بیدار شود و یک ربع یا بیست دقیقه ای شیر بخورد و بخوابد. بابت غلت زیاد یا بیقراری توصیه می کنم حتما پیش متخصص اطفال خوب ببرید تا همه مسایل را چک کند. غذایش تنظیم کند و شما هم ساعت و جایگاه و وسایل خواب کودک را ثابت و منظم کنید. یعنی هر شب راس 7 شب شروع به خواباندن او کنید. با ماساژ یا حمام آب گرم و شیر قبل خواب. در نوری کم با آرامش و صبر و با نوازش و تماس پوستی بدن. مطمئن شوید کودک با خوردن شیر دل درد نمی گیرد. هرچه اضظراب و عصبانیت شما بیشتر شود بی قراری او هم بیشتر خواهد شد. اگر خیلی خسته بی حوصله یا افسرده شدید از دیگران کمک بگیرید مثلا پدر یا مادر بزرگ. شیرتان را بدوشید و برای کودک بگذارید تا آنها به او بدهند (البته این را هم از متخصص اطفال مطمئن شوید) ببینید شما هرچه بیشتر خسته و کلافه باشید گره مشکلات کودکتان کور تر می شود. بهترین درمان استراحت شماست و دوریتان از شرایط به مدت چند ساعت است. در زمان استراحت چه خواب خود شما چه بیرون رفتن چه به خود رسیدن، باعث تقویت روحیه شما خواهد شد و برای ادامه برخورد با کودک آرام تر می شوید.
چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1393
هنوز برای نظر دادن زود است. همانطور که اشاره کردین کودک شما بازی و ارتباط صحیح برقرار کردن با سایرین را هنوز بلد نیست پس با آرامش و مهربانی و صبر به او فرصت بیشتری دهید تا تطابق پیدا کند. کودک بعد از مدتی با دیدن اخم یا گریه و شکایت سایرین خود متوجه کار اشتباهش می شود و سعی می کند روش خود را به شکل مطلوب تری تغییر دهد. اما اگر بعد از 3 الی 4 ماه آینده که بطور مداوم به کلاس های گروهی مهد یا جاهایی که باید با بچه های هم سنش روزانه 2 تا 3 ساعت یا بیشتر را بگذراند، رفت و تغییری در شیوه رفتاری اش حاصل نشد، روش تربیتی و جو خانوادگی باید بررسی جامع تری شود. فعلا کوچکترین رفتار مثبت و مناسبی نشان داد در هر زمینه ای، حسابی ببینید و تشویق کنید و با انجام رفتارهای منفی توجه طلبانه یا قلدر موابانه ، او را کاملا نادیده (نه نگاه نه اخم نه تذکر نه دعوا) بگیرید. به هیچ وجه بعد از رفتار زشتی از او به او باج ندهید حتی اگر بارها عذرخواهی کرد یا گریه شدیدی کرد. بگذارید عملا ناراحتی شما را ببیند و اینکه قرار نیست با انجام کار منفی به او توجهی نشان دهید حتی در حد دعوا. از خودتان داستان هایی مبنی بر قهرمانان درست کار درآورید. یعنی مثلا از قدرت و قلدری اش می تواند استفاده مثبت کند در جهت کمک و رهبری سایرین.
چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1393
به نظر میاد پسر شما آمادگی از پوشک گرفتن رو نداشته. از 18 ماهگی تا 3 و نیم سالگی رشد دستگاه گوارش و ادرار بچه ها باهم فرق می کنه. شما وقتی می فهمید که کی کودک آمادگی دارد که خود از پوشیدن پوشک امتناع کند، به استفاده از توالت (توالت مخصوص کودک) علاقمند باشد، دقیق بارها رفتار پدر یا برادرش را هنگام توالت رفتن از ابتدا تا انتها مشاهده کرده باشد (چرا که کودکان این سن عاشق تقلید کردن هستن) . حداقل سه ماه باید برای تکمیل آموزشتان وقت بگذارید. اوایل کاملا طبیعیست که شما بادیدن علایم غیر کلامی و بدنی کودک حدس بزنید او دستشویی دارد. مثلا وقتی پاهایش را به هم می مالد یا صورتش قرمز می شود یا شروع به زور زدن می کند یا برای مدتی از کاری که می کرده باز می ایستد. یا اصلا هر 2 ساعت یکبار و بعد ها هر 4 ساعت یکبار آرام به او بگویید : دستشویی دارد؟ و او را به سمت توالت هدایت کنید. در آموزشتان حتما دقت کنید به هیچ وجه سخت گیری و نجس و پاکی زیاد نداشته باشید. اگر نه قضیه برعکس شده و کودک بجای رعایت برعلیه شما می شود. اکثر مواقع بخصوص در این مدت آموزش به او شلوار و شورت راحتی بپوشانید که خود توان پایین و بالا کشیدنش را داشته باشد. اوایل هنگام توالت کردن میتوانید از کتاب قصه ای که او دستش بگیرد و تماشا کند یا از موسیقی هم استفاده کنید تا او را در این مواقع به آرامش و احساس راحتی و احساس خوشایند بکشاند و از هر تذکر شما بجای ناراحت شدن یا ترسیدن، استقبال کند. در مورد آداب آب کشیدن و شستشوی دست هم اصلا سخت نگیرید و خودتان در کنارش باشید و ازین کار احساس ناراحتی نکنید. اگر با وجود رعایت همه این ها به مدت 3 هفته، همچنان با کودک خود مساله داشتید برای اطمینان از آمادگی بدنی و رشد و تکامل دستگاه دفع او به متخصص اطفال مراجعه کنید اگر مثلا جابجایی و نقل مکان دارید یا حادثه ای ناگوار در خانواده پیش آمده یا نوزاد جدیدی در شرف ورود است یا کودک را به تازگی به مهدکودک می برید این آموزش را به مدت 3 تا 6 ماه به تعویق بیندازید.
چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1393
سلام.دختری2.5ساله دارم.یک ماهی هست که تلاش میکنم ازپوشک بگیرمش ولی تا زمانی که پوشک تنش نیست ادرار نمیکند حتی اگر چند ساعت بگذرد و تا پوشکش میکنم ادرار میکند.هر چقدر هم دستشویی میبرمش ادرار نمیکنه.ایا هنوز زوده از پوشک بگیرمش یا؟؟؟
سه شنبه 30 اردیبهشت ماه 1393
salam be shoma kodaki 2 sale daram , ke hodode 9 mahe vaghti barash lalaie mikhonam gerye mikone, boghze shadid mikone va alan ham ke sohbat mikone ba boghz behem mige nakhon va age man edame bedam gerye mikone. mikhastam bedonam elatesh chie?
سه شنبه 30 اردیبهشت ماه 1393
salam be shoma kodaki 2 sale daram , ke hodode 9 mahe vaghti barash lalaie mikhonam gerye mikone, boghze shadid mikone va alan ham ke sohbat mikone ba boghz behem mige nakhon va age man edame bedam gerye mikone. mikhastam bedonam elatesh chie?
سه شنبه 30 اردیبهشت ماه 1393
با سلام. من یه کوچولوی 8 ماهه دارم که شبها خیلی بیدار میشه برای شیر خوردن. مثلا هر دوساعت یه بار. توی خواب هم خیلی بیقراری میکنه و غلت میزنه نزدیکای بیدار شدنش. واقعا کلافه شدم. اگه راهنماییم کنین چطور عادتش رو ترک بدم ممنون میشم.
دوشنبه 29 اردیبهشت ماه 1393
سلام. خسته نباشید. ممنون از راهنماییهای خوبتان...پسر 4 ساله ای دارم که به خاطر اینکه بلد نبود با بچه ها بازی کنه گذاشتمش کلاس مونته سوری....جلسه اول خوب بود ...ولی دو جلسه است که مربیاش میگند بی علت دوستاشو هل میده و داد می زنه..از روی وسایلببقیه رد می شه ..پرت می کنه....خلاصه حرف مربیشون را هم گوش نمی ده...نمی دونم چی کار کنم..با شنیدن این حرف ها خودم هم خیلی ناراحت و افسرده میشم و رو رفتار م باهاش تاثیر می زاره.....ممنون از کمکتون
یکشنبه 28 اردیبهشت ماه 1393
با سلام من پسرم 22 ماهه هستش و 2 ماهه که بهش یاد میدم هر وقت دسشویی داره بگه ولی تا خودم یادش نندازم نمیگه باید هی بپرسم جیش داری و اصرار کنم تا بزور ببرمش و گاهی بی سرو صدا میره گوشه ای خلوت گیر میاره و خرابکاری میکنه ممنون میشم اگر راهنماییم کنیین .
جمعه 26 اردیبهشت ماه 1393
ممنون از لطفتون . بله من هم با شما موافقم که مدرسه بعداز ظهری خواب بچه ها و برنامه های دیگر آنها را در سایر موارد زندگی بهم می ریزه و حداقل این در مورد تجربه اول مهم است. و در مورد مهد یا مدرسه. خب اگر کلاس زبانی که دخترتون می رفته مثل این کلاس هاییست که درواقع مثل مهد می مونن اما آموزش و بازیها و کارهای هنریشون به زبان انگلیسی بوده (یعنی کودک هفته ای دو سه روز و هر روز بین 3-4 ساعت در این کلاس ها بوده) ، شما همون مدرسه رو انتخاب کنید. اونا نظم دهیشون کودک رو آماده می کنه. اما اگر کلاس زبانی که رفته به هفته ای 9 ساعت هم نمی کشه بهتره تمام تابستان او را در مهدی با آموزش و کادر مناسب بصورت نیمه وقت (یعنی هر روز صبح تا 12) ثبتنام کنید و بعد از سه ماه از اول مهر بره مدرسه شیفت صبح. اگر نمی تونید تابستان این برنامه رو براش بذارید بهتره پیش دبستانی 2 رو در یک مهد بگذرونه (اما تاکید می کنم مهدی با یک آموزش کافی و مربی آگاه و پر که کودک را برای رعایت نظم از زمان خواب و زمان بیداری و حضور به موقع سر کلاس، مسئولیت پذیری نوشتن تکالیف گرفته تا انواع اطالعات ریاضی و علوم و مهارت ها آماده سازد) سال اول دبستانش رو هم حتما شیفت صبح بنویسید.
یکشنبه 14 اردیبهشت ماه 1393
با سلام و تشکر از وقتی که برای والدین می گذارید تا دغدغه های فکری شان را در مورد کودک برطرف نمایید من هم یک راهنمایی از شما خواستارم دختر من تیر امسال وارد 6 سالگی می شود و من باید از مهر او را پیش دبستان بگذارم تا به حال فقط به کلاس زبان رفته و در محیطی کوچک بوده من می خواهم سال بعد او را در یک دبستان دولتی ثبت نام کنم دو تا پیش دبستان فعلا نزدیک به منزلمان است که می خواهم در یکی از ایندو دخترم را بگذارم یکی دبستانی دولتی است که پیش دبستان هم دارد و فضایش هم بسیار بزرگ است(البته بعداز ظهر)دیگری مهد کودکی است با فضای کوچک اما صبحها. حالسوال من این است که آیا بهتر است که از امسال دخترم را با فضای بزرگ مدرسه آشنا کنم تا وفتی سال بعد به دبستان می رود از آن محیط نترسد (که در آن صورت فقط نگرانیم به هم خوردن خوابش است چون پیش دبستان بعد از ظهر است و دبستان صبح) یا اینکه اگر ترسی از فضای بزرگ پیدا نمی کند پیش را در مهد بگذراند و یک دفعه به دبستان دولتی برود ممنون می شوم راهنماییم کنید بخت ور
پنجشنبه 11 اردیبهشت ماه 1393
ریشه ترس های کودکان می تواند به طور کلی در سه مورد باشد 1. در تخیلاتشان (که ما نمی توانیم ببینیم و متوجه شویم) 2. در فرافکنی استرس های درونیشان به اشیاء و شرایط بیرونی 3. در تجربیات ناخوشایند، اثر گذار و ماندگار 2-3 سالگیشان . اولین کاری که می توانید بکنید این است که دقیقا متوجه شوید در چه شرایطی و دقیقا از چه چیز هایی می ترسد، بعد از آن راجع به ترسش با هم صحبت کنید، نه به این صورت که نشان دهید ترس او بیهوده و پوچ است و اصلا وجود خارجی ندارد، بلکه به این صورت که تمامی تخیلات و حرفهای نادرست او را بابت آن شرایط یا شی مورد نظر بپذیرید و با کلام و حرکات صورت به او بفهمانید می فهمیدش، حتی بگویید شما هم در کودکی چنین تجربیاتی داشته اید. سپس با هم آن ترس را نقاشی کنید یا مثلا اگر هیولایی چیزی هست می توانید باهم نقابی ترسناک بسازید و با آن بازیی راه بیندازید که در پایان آن هیولا یا آن شخص شکست خورده و به سطل آشغال می رود و کیسه زباله هم به سرکوچه. یا بگویید "مطمئنم فلان چیز خودش هم چیزهایی می ترسد. می دانی از چه چیزی؟ " اگر کودک پاسخ داد از همان کار استفاده کرده و بازی بازی در جهت ازبین بردن آن تخیل آزاردهنده برآیید . اما باید در این کار جدی باشید که کودک کاملا احساس کند درک شده، در مواقعی خود او می خندد و می گوید همه این ها الکیست اما شما با مهربانی به بازیتان تا نابودی آن موضوع ادامه دهید . پس دست از انکار و جر و بحث و بیهوده جلوه دادن ترس های کودکتان بردارید و به تخیلاتش احترام بگذارید. به هیچ وجه در هر صورتی ترسهای او را حتی به نیت پوچ جلوه دادنش مسخره نکرده و با موضوعات آن شوخی راه نیندازید . مورد دیگر تجربیات 2-3 سالگی اوست که اگر خیلی دردناک باشد احتمالا در او ریشه کرده و حالا کودک بدون آنکه بداند چرا خیلی چیز ها او را می ترساند. پس این مورد هم با انکار و تلاش برای پاک کردن تصورات اشتباه از ذهن او حل نمی شود. برای این مورد حتما باید به متخصص درمان های اضطرابی مراجعه کنید که من هم می توانم به شما کمک کنم. 22642065 . اما درموردی که گفتم کودک استرس هایش را به مسایل بیرونی فرافکنی میکند باید دقت کنید که آیا شما بعنوان والدین در کارهای خودتان حساس هستید ؟ و با کودک نیز بخاطر کوچکترین اشتباهات برخورد اغراق آمیز و نامناسبی دارید ؟ حساسیت ها و اضطراب شما قشـــنگ می تواند به درون کودک رخنه کرده و چون او نمی تواند جلوی شما بایستد یا بحث منطقی راه بیندازد، نا آگاهانه به مسایل بیرونی حساس شده و نشانه های استرس خود را در آنها می بیند. در این مواقع بهتر است روی شیوه رفتاری و تربیتی خود تجدید نظر کنید و بهتر آنکه در جهت حل اضطراب های خودتان برآیید که در این مورد هم من می توانم به شما کمک کنم. بعضی ترس ها مثل ترس از صداهای بلند نیز می توانند فطری و ارثی باشد. در آخر امکان دارد کودک به نوعی توجه طلبی می کند. در اینجا باید بررسی کنید آیا هنگامی که پیش سایر افراد هست هم نشانه های ترس را نشان می دهد؟ مثلا وقتی با پدرش یا مادربزرگ یا ... تنهاست. اگر فقط با شما چنین رفتارهایی را دارد بهترین کار بی محلی تمام است. یعنی مواقع ترسش به هیچ وجه به رفتار یا گفتار او توجهی نکرده، با او جر و بحث نکنید. او را سرزنش نکنید حتی به او با نگرانی یا خشم یا خنده نگاه نکنید یا مثلا دستش را محکم نگیرید که او هم پاسخ نشان دادن رفتار نادرست خود را ببیند و خلاصه هیچ کاری برای رفع ترسو بودنش انجام ندهید. با دیگران راجع به چنین رفتارهای او صحبتی نکنید و به سایرین هم اجازه ندهید بحث را به اینجا بکشند مثلا موضوع صحبت را با سوالی دیگر تغییر دهید. انقدر این کار را ادامه دهید تا این رفتار او خاموش شود و سعی کند لااقل با رفتاری مطلوب تر توجه شما را بگیرد.
سه شنبه 2 اردیبهشت ماه 1393
سلام من دخترم ٦ ساله به نام آلا دارم كه خيلي ترسو است و از همه چيز ميترسه تو خيابون بايد محكم دستش را بگيريم حتي اگر آروم دستش را بگيريم وحشت مي كند تنها به هيچ جاي خانه حتي اتاق خودش نمي رود هنگام خواب بايد كنارش باشم ولي اصرار مي كند كه من كنارش بخوابم اما چون قبلا به مشاور مراجعه كرده بودم ديگر كنارش نمي خوابم ولي تا صبح چندين بار بيدار ميشه و منو صدا ميزنه لطفا من را راهنمايي كنيد متشكرم
شنبه 30 فروردین ماه 1393
سلام من دخترم ٦ ساله به نام آلا دارم كه خيلي ترسو است و از همه چيز ميترسه تو خيابون بايد محكم دستش را بگيريم حتي اگر آروم دستش را بگيريم وحشت مي كند تنها به هيچ جاي خانه حتي اتاق خودش نمي رود هنگام خواب بايد كنارش باشم ولي اصرار مي كند كه من كنارش بخوابم اما چون قبلا به مشاور مراجعه كرده بودم ديگر كنارش نمي خوابم ولي تا صبح چندين بار بيدار ميشه و منو صدا ميزنه لطفا من را راهنمايي كنيد متشكرم
شنبه 30 فروردین ماه 1393
ببينيد ما براي از شير گرفتن هم يه سري برنامه داريم ، يعني اول آمادگي روحي به كودك دادن مثل داستان و بازي كه توش بچه ديگه از سينه مادر شير نميخوره، بعد شيشه شير جايگزين سينه مادر ميشه، بعد سر شيشه شير كم كم گشاد و گشاد تر ميشه تا مثل دهانه ليوان شه و ليوان اسرارآميز داريم بعنوان جشن بزرگ شدن و ... اين حداقل سه ماهي زمان ميبره و مسايل آن هم بايد با صبر و زمانگذاري بگذرد، حالا اگر كار از كار گذشته شما تا چندماهي آرامش خود را حفظ كنيد، با لجبازي هاي او مدارا كنيد، جر و بحث تنبيه و سرزنش به كل فراموش شود ، هنوز وقتي نگذشته كه كسي به خود اجازه دهد بگويد بچه شما ديوانه است و بايد فلان كارها را بكنيد... اين را بدانيد بر اساس نظم اجتماعي و رشد انسان همه ما بايد مسايلي را با ناراحتي هم شده بپذيريم مثل از شير گرفته شدن يا از پوشك گرفته شدن يا به مهد و مدرسه رفتن، همه اينها بعنوان منابع آرامش و امنيت وقتي از ما گرفته ميشود يا تغيير ميكند مايه آزار و ناراحتيست اما اجبار هم هست. وقتي شما بدانيد بخاطر گرفتن يكي از منابع آرامش فرزندتان حالا او با لجبازي و بداخلاقي اش دارد اعتراض ميكند بهتر او را ميفهميد و بيشتر ميتوانيد آرامشتان را حفظ كنيد، به شما چسبيدن هاي او هم به همين دليل است. چرا كه ميخواهد به نحوي ديگر آن منبع امنيت و آرامش را جبران كند. درين مدت ارتباطاتتان را كمتر كنيد و تماما انرژي خود را بگذاريد فعاليتهاي روزانه تان از برنامه اي ثابت تبعيت كند با اين ثبات هم او امنيت و آرامشش بيشتر ميشود، از ديگران نظر نخواهيد آنها فقط باعث متشنج شدن ذهن شما ميشوند، خواستيد فقط با يك متخصص كودك صحبت كنيد، يك ماهي با آرامش و صبر پيش برويد تا بهتر شود، بكن نكن هاي او را كمتر كنيد، برايش بيشتر وقت بازي بگذاريد و در زمان بازي تا جايي كه ميتوانيد زمان را فقط به او اختصاص دهيد نه كارهاي ديگر يعني وسط بازي كمتر به تلفن و تلويزيون و آشپزي بپردازيد، اين مثل دوره نقاهت ميماند كه بايد بگذرد اما فقط با مدارا
چهارشنبه 27 فروردین ماه 1393
سلام خانم دكتر،خسته نباشيد، دخترم ده روز ديگر دو سالش ميشود و من بيست روز پيش به روش قديم لز شير گرفتمش، يعني صبر زرد ماليدم و خوردو گفت تلخ است(بعدازظهر) براي خواب و هردفعه خواست خودش گفت ايي شده و سه شب بهش دادم و مشكلي نبود تا يك هفته پيش كه خيلي بد بهانه جو شده و سر همه چي لجبازي ميكنه، نميذاره پوشكشو عوض كنم، لباسشو عوض نمي كنه ، سوار ماشين نميشه، غذا نمىخوره و... همه اطرافيان ازش ميترسن كه يه دفعه شروع نكنه چون دو ساعت طول مي كشه تا آروم شه. اطرافيان بهم ميگن ديوونه است و بايد بهش دارو بدي يا براش دعا بگيري. خيلي ناراحتم و خودمم دارم افسردگي ميگيرم، بيشتر بهم ميچسبه و داىم بايد باهاش بازي كنم.نميدونم وقتي چيزي را بزور ميخواد و عصبي ميشه بايد باهاش چيكار كنم!؟اين لجبازيها عصبيش نميكنه؟!
سه شنبه 26 فروردین ماه 1393
مریم عزیز اطلاعات بیشتر و حساس تری در مورد فرزندتون لازم هست. برای این مساله بهتره با شماره من تماس بگیرید. 22642065 حسینی زاده
شنبه 9 فروردین ماه 1393
مریم عزیز، سوالی از شما درج نشده است. لطفا دوباره سوال خود را مطرح کنید.
چهارشنبه 21 اسفند ماه 1392
با سلام و خسته نباشید بنده مریم هستم مشکلم را با نام Maryam خدمت شما ارسال کردم اما هیچ پاسخی دریافت نشد لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر
دوشنبه 19 اسفند ماه 1392
كاري كه شما بهتره انجام بديد، اول روي خودتان است. چرا كه با تعيين يكسري قوانين و داشتن قاطعيت در عين مهرباني و مادري ميتوان تكليف اين كودك را مشخص كرد، احتمالا شما روي حرفهايتان پايبند نيستيد ، با وجوديكه اصول كارهايي را گوشزد ميكنيد اما در آخر با جنجال يا التماس پسرتان كوتاه مي آييد. در ضمن هماهنگي با همسرتان در شيوه تربيتي و رفتار ايشان با شما نيز مهم است. اگر بخواهيد همه مشكلات را از چشم فرزندتان ببينيد به بيراهه رفته ايد، چرا كه خود را با قدرت يك كودك سه ساله زير سوال برده ايد، نرمش و انعطاف از اصول اصلي كار با كودك است به شرط آنكه با تعيين حدود و نيز احترام به خود باشد. وقتي شما مدام خود و گفته هايتان را با عملي نكردنشان زير سوال ميبريد چطور توقع احترام و اطاعت از سوي فرزندتان را داريد؟ براي بررسي ساير جوانب و راهكارهاي عملي براي خودتان من هم ميتوانم كمكهاي حرفه اي تري به شما بكنم.
یکشنبه 18 اسفند ماه 1392
با سلام وخسته نباشيد بسري سه ساله دارم كه رفتارهاي خشونت اميزي دارد مخصوصا با من كه مادرشم تا يه جيزي يا كاري باب ميل يا خواستهاش نباشد يا كلمه زشتي مي كه يا هر كسي كه اطرافش باشه ميزنه بيشتر زوركويي هايش هم بيشتر در خانه با من است جون از بدرش خيلي حساب ميبره واسه غذا خوردن . خوابيدن. دستشويي و اكثر موارد ما در خانه دركيري داريم من و بدرش هم تا به حال دست رويش بلند نكرديم ولي نميدونم اين رفتارها علتش جيه؟ خيلي باهاش سعي ميكنم اروم باشم يا صحبت ميكنم ولي تو خونه و خيلي بدتر تو مهموني تا حرف يا خواسته خودشو با جيغ و دادو حرف زشت به كرسي نشونه اروم نميكيره من واقعا نميدونم جكار كنم . لطفا راهنماييم كنيد .ممنون
یکشنبه 18 اسفند ماه 1392
اولا سن دختر شما سنیست که اوج لجبازی در این سن دیده می شه. بخصوص سر مسایلی مثل دستشویی رفتن بچه ها قدرت و اختیار خودشونو نشون می دن. برای این مساله که در موارد دیگر هم بهش اشاره کردین بهترین کار این است که دست از کشمکش و مهمتر از آن سخت گیری بخصوص نجس و پاکی کردن بردارید. اگر به این کار ها ادامه دهید ویژگی های شخصیتی نامناسبی را در فرزند خود همیشگی می کنید. می توانید راجع به شخصیت های "مقعدی" که از اصطلاحات روانشناسی فروید هست نیز مطالعه کنید. بنابراین برای آموزش و سخت گیری این مساله مدتی بی خیال شوید. حتی کوچکترین اخمی هم نکنید. بگذارید کودک متوجه شود بدین وسیله نمی تواند شما را تحت تاثیر قرار دهد. در مواقعی که با این موضوع مواجه شدید فقط با نیم نگاهی بدون حساسیت نشان دادن او را داخل حمام بگذارید، لباس هایش را درآورید و به او بگویید خودش خود را بشوید و لباس تمیز دیگری که پشت در می گذارید را بپوشد، شورت یا شلواری را هم که کثیف شده بدون شستن داخل تشتی بگذارید در همان حمام و با آرامش بیرون بروید تا لباس او را برایش پشت در بگذارید. مطمئنا شستن و بعد پوشیدن لباس برای او سخت خواهد بود اما او بهتر است مدتی این سختی را بکشد تا روشش را تغییر دهد. فقط از بیرون مراقب باشید تا آسیبی به او وارد نشود. در این مواقع "شماتت، کتک، بد و بیراه، اخم، حتی توضیح کلامی یا تذکر" نـــــــداریم. این فقط راهی برای تغییر رفتار نامناسب او به رفتار مناسب تر است. اما زیربنای این کار و علت این رفتار مهمتر است. احتمالا شما برای سایر مسایل مربوط به فرزندتان یا مسایل مربوط به خانه سخت گیری و ریز بینی دارید که فرزندتان هم ناخود آگاه و بدون برنامه ریزی با این روش مجبور به بروز ناخوشایندی و ناراحتی خود از روش های شما شده است. در این صورت مشکل را باید در خود شناسایی کنید و بی درنگ به حل مسایل خودتان بپردازید. زیاد دنبال حل لجبازی های فرزندتان نباشید. چرا که خود عامل آن هستید. اگر درخود علایم وسواس می بینید من هم می توانم با ددن تمریناتی به شما کمک کنم.
شنبه 26 بهمن ماه 1392
بهترین متخصصی که درین رابطه می تونم بهتون معرفی کنم، دکتر محمد علی بشارت هستن. که در کلینیک روانشناسی دانشگاه تهران مراجع می بینند. از ایشون می تونید هم با تلفن هم با ایمیل وقت بگیرید. besharat2000@gmail.com و شماره تماس 61117488 یا 88485194
شنبه 26 بهمن ماه 1392
این طبیعیست که کودکتان الان بخاطر به زبان نیامدن از جیغ و گریه استفاده کند اما شما هم بهتر است توجه و حساسیتتان را نسبت به علایم غیر کلامی فرزندتان بیشتر کنید. این سنیست که کودک دست و پا شکسته به حرف می آید برای تقویت این روند یعنی به زبان آمدن بهتر است دست از حدس زدن بردارید و از وی بخواهید تا کلمه مورد نظرش را بگوید تا بفهمید یا از او بخواهید وسیله مورد نظرش را خود نشان دهد. نباید در این مواقع همبازی او شوید. او را تشویق کنید تا خود منظورش را به شما بفهماند و بعد از توجه کامل و دقیق به اشارات یا حرف او ، نسبت به متوجه نشدن منظور او خودتان را اذیت نکنید و از خودش کمک بخواهید. دچار سردرگمی و بهم خوردن اعصبتان هم نشوید. با درگیر کردن زیاد خود و گرفتن احساس گناه یا نگرانی از صدای وی، او هم بیشتر کلافه و ناراحت می شود. وقتی بدانید این عمل او "طبیعیست" اولا کمتر عصبی می شوید، دوما بیشتر تاکید می کنید تا کلمات را یادبگیرد و به هیچ وجه ذهن خوانی نکنید یعنی با گفتن "ف" نگویید "فرفره؟ فندق؟ فرانک؟...." بگذارید تلاشش را بکند یا اشاره نماید یا خودش به طرف موضوع مورد نظر برود. بعد بگویید آهاااا "فلفل..." منظورت "فل... فل..." بود. بله .... کلمات را واضح آرام و شمرده برایش هجی کنید. اگر با همه این کار ها باز هم جیغ زد یا گریه کرد کاملا رفتار او را نادیده بگیرید. به کار خودتان برگردید. اما در کنار نادیده گیری باید اگر کلمه ای را درست تلفظ کرد یا توانست اشاره ای درست داشته باشد وی را حسابی تشویق کنید. کشمکش، رفتار های حاکی از گیجی و عصبانی شدن و عذاب وجدان گرفتن هم "ممنوع".
شنبه 26 بهمن ماه 1392
آیا شما و همسرتان در تربیت فرزندتان باهم هماهنگ هستید یا شما یک روش را برگزیده اید و ایشان روشی دیگر دارند؟ این مساله مهمی برای کودکانیست که احتمالا دچار دوگانگی شده اند. این ناهماهنگی تربیتی می تواند بین شما و مادربزرگ یا پدر بزرگ یا هرکس دیگری که مدت زمان زیادی را برای مراقبت از فرزندتان با وی می گذراند نیز باشد. پس اولین کار هماهنگ کردن روش های تربیتیست. دومین کار این است که شاید شما حساسیت های فرزندتان را در مواجهه با بعضی شرایط یا بعضی افراد می دانید اما به آنها یا توجه نمی کنید یا احترام نمی گذارید بنابراین کودک مجبور به پرخشگری می شود. لذا قبل از بروز رفتارهای ناخوشایند از طرف فرزندتان، شرایط را جوری تنظیم کنید که منجر به پرخاش او نشود. این به معنی کنار آمدن با همه دلخواه های او نیست. فقط توجه و احترام بیشتر به حساسیت های فرزندتان است. درصورتی که این کار را مرتبا انجام دهید او نیز میآموزد با شما چنین رفتاری داشته باشد. کار سومی که می توانید انجام دهید این است که وی را ترغیب کنید تا از قدرت و به قولی قلدر بودنش در جهت مثبت یعنی مشارکت، همکاری و کمک به سایرین بخصوص کوچکتر ها استفاده کند. مثلا به او بعضی مسئولیت های خانه را که در حد توانش هست بدهید و فقط بخاطر همکاریش از او تشکر کنید حتی اگر همکاریش موفقیت آمیز یا نتیجه بخش نبود. توجه داشته باشید که هدف شما باید فرایند رفتار خوشایند و درست باشد نه نتیجه آن. بنابراین حتی اگر بخاطر کمک به شما در گردگیری خانه چیزی هم شکست، اول بگویید "خودت خوبی؟" "خب عیب نداره مهم اینه که داری به مامان کمک می کنی، حالا برو جارو بیار خودتم جمعش کن، می دونم ازین به بعد حواستو بیشتر جمع می کنی..."
شنبه 26 بهمن ماه 1392
سلام خسته نباشید من یه دختر ۲ سال و ۸ ماهه دارم .تقریبا ۱ سالی میشه که از پوشک گرفتمش تا ۲ ماهه پیش وقتی مدفوع داشت میگفت اما الان مدتی اصلا نمیگه من هر راهی و رفتم تشویق دعوا خشونت محدودیت ، صحبت کردن ولی نتیجه نداشت البته تو خونه وقتی تنهاییم یا خونه مامانم اینطوريه بیرون یا مهمونی میگه ، لطفا راهنمایی کنید . در ضمن خیلی به تلویزیون و دیدن سی دی علاقه داره و اصلا به حرف توجه نمیکنه میشه کمکم کنید ؟؟؟
پنجشنبه 24 بهمن ماه 1392
سلام پسر 15 ساله ای دارم که گاهی اوقات سایت های پور نو را می بیند و خود ارضایی می کند. آیا این کار در این سن غلط است اگر غلط است چطور به او بفهمانم که این کار درست نیست؟ لطفا با توجه به مسایل بلوغ راهنمایی ام کنید.درضمن وقت پسر من پر است و ورزش حرفه ای می کند ولی با این حال این مسایل را می بینم.ممنون از توجه شما
چهارشنبه 23 بهمن ماه 1392
سلام خانم دكتر٠دختر من يك سال و نه ماهشه و جديدا خيلى جيغ ميزنه هرچيزى رو با جيغ و گريه ميخواد٠ من ازترسم نميتونم باهاش به خريد يا گردش برم٠چون نميتونه كامل حرف بزنه يه چيذي به زبون خودش ميگه مثلا( بوليه٠٠) اگه من در سه گزينه منظورشو نفهمم جيغ و دادو گريه و با هيچي ديگه آروم نميشه٠ بايد اينجور مواقع من چه رفتاري داشته باشم!!؟ بي توجهي، دعوا ،كتك يا ٠٠٠٠ با تشكر
یکشنبه 20 بهمن ماه 1392
سلام وخسته نباشید من پسر 6ساله دارم .احساس میکنم دارای دو شخصیت است.یه شخصیت کاملا مودب مهربان واحساساتی ویه شخصیت پرخاشگر وعصبانی ویه جورایی قلدر یعنی تا کسی حرفی میزنه که باب دلش نیست فوری به سمت اون شخص حمله ور میشه یا داد وبیداد زیاد راه میندازه این رفتارهاش واقعا من و آذار میده نمیدونم اون لحظه باید چی کار کنم وقتی این طوری میشه به هیچ وجه هم کوتاه نمیاد
شنبه 19 بهمن ماه 1392
به نظر مي آيد سبك زندگي شما بايد تغييراتي كند كه اين شايد تنها با چهار راهنمايي درينجا امكان پذير نباشد. در هر حال اين را بدانيد كه حساسيت دختر شما به تلويزيون و برنامه هاي آن ميتواند نشانه اي از اعتراض به سبك زندگيتان باشد و حالا تلويزيون محدوده اعمال قدرت دختر شما شده است. كار اساسي اين است كه اولا متوجه باشيد او تنهاست و تنها به اين صورت بلد است تنهاييش راپر كند راه حل اين فقط وقت گذاري بيشتر شماست آن هم نه بصورت تمام وقت، كافيست هر شب بلا استثنا ٢٠ تا ٣٠ دقيقه با او بازي كنيد يا به فعاليتي بپردازيد كه او ميخواهد و ميگويد، كاري هيجان انگيز جالب و شادي آور بر اساس قوانيني كه دخترتان تعيين ميكند، يادتان باشد اين زمان زمان اوست و سر زدن به غذا يا نگاه انداختن به سريال تلويزيون يا وسط كار تلفن صحبت كردن طولاني اين وقت را ضايع ميكنند. مساله تلويزيون ديدن او در واقع مشكل شماست كه نتوانسته ايد او را به كار ديگري جذب كنيد نه مشكل او، اين شماييد كه بايد راه هاي سرگرم كننده ديگري را با شور و شوق و هيجان برايش خوشايند كنيد تا او هم كمتر به سمت تلويزيون برود، از كمك او در حد توانش در كارهاي خانه نيز استفاده كنيد، بچه ها عاشق اين هستند كه احساس كنند در كاري مهم بخصوص كارهاي بزرگسالان مشاركت داده شده اند مثلا چيدن ظرفهاي سفره، اين هم او را متوجه كارهاي مفيدتر مي كند هم حس استقلال اعتمادبنفس و ارزشمندي را در وي مي پروراند. اين نكته را به ياد داشته باشيد كه از امروز ديگر با او سر تلويزيون سي دي يا هر چيز اينچنيني كه او روي آنها حساس شده جر و بحث نكنيد و اصلا تذكر ندهيد اما كوچكترين مشاركت يا كمكش را حسابي تشويق كنيد، اگر به كار ديگري كه مفيد بود مشغول شد به او توجه بيشتري نشان دهيد و كلا هنگام تلويزيون ديدنش او را ناديده بگيرد. براي خوابش هم اول بايد تعهد خو دتان را نشان دهيد بعد از او انتظار پذيرش و رعايت داشته باشيد، يعني با قاطعيت و مهرباني قانون جديد را مبني بر ساعت مشخص خوابش توضيح دهيد سپس در مقابل هرگونه گريه التماس قشقرق به پا كردن يا نافرماني كوتاه نياييد، در اين راه حداقل بايد دو هفته وقت بگذاريد و از كوره در نرويد، حتي شما هم دوست نداريد كسي آزادي و راحتي شما را سلب كند پس او را درك كنيد و برايش صبر و حوصله به خرج دهيد، اما اگر اين وسط با مهماني رفتن يا مسافرت يا با كوتاه آمدنتان تعهدتان را خود زير پا بگذاريد از او هم نبايد انتظار كنار آمدن با اين قانون را داشته باشيد، تا اين قانون برايش خوب جا بيفتد و به عادتي تبديل شود كه حتي در مهماني يا مسافرت سر ساعتي خوابش بگيرد بايد يك ماهي ممارست بخرج دهيد. در ضمن حتما مراسم خواب داشته باشيد تا اين فعاليت همزمان با قانون شدنش خوشايند هم بشود ، مثل حمام آب گرم و نوشيدن شير و ماساژ يا كتاب داستاني شعري مورد علاقه و به انتخاب او خواندن، نوازش و بوسه و روشن گذاشتن چراغ خواب ، همچنين به او اطمينان دهيد هر زمان بخواهد مي تواند شما را صدا كند و شما پيشش خواهيد رفت، اما اين اشتباه را نكنيد كه كنارش بخوابيد حتي پاي تختش. اين كار باعث وابستگي بيشتر او خواهد شد.
شنبه 12 بهمن ماه 1392
با سلام و تشكر دختري سه سال و ده ماهه دارم بنام ساغر كه متاسفانه به شدت به تماشاي سي دي وابسته شده البته تمام روز خونه مادرم هست ومن سركار هستم و ساعت هفت به خانه ميرسيم و ميخواهد تلويزيون نگاه كند تا ساعت دوازده و يك شب من با مشكلات زير مواجه هستم لطفا درصورت امكان مرا راهنمايي كنيد 1- چون زمان زيادي دركنار هم نيستيم وقتي به خانه ميرسيم ميخواهد در كنار هم تلويزيون نگاه كنيم و به من و يا پدرش اجازه نميدهد تلويزيون ببينيم و در غير اينصورت گريه ميكند . 2- دير ميخوابد كه ميدانم از خيلي لحاظ بد است ولي نميدانم چطور بايد قانعش كنم حالا با حرف يا خيلي جدي 3- نميدانم ميتوانم به بهانه خرابي دستگاه اين عادت را از سرش بندازم 4- آيا براي تغيير ساعت خواب بايد به اجبار توسل جوئيم
سه شنبه 1 بهمن ماه 1392
نه نگران نباشید . روش درست اینه که شما بگذارید بچه تجربیات خودشو بکنه و در عین حال مراقب باشید به خود، سایرین و وسایل آسیب جدی وارد نکنه . لوس شدن برای بچه هاییست که همه کارشان را مادر و پدر انجام می دهند یعنی کارهایی را دستور می دهد و آنها برایش انجام می دهند. استقلال و تکیه بر توانایی های خود متعاقب آن افزایش اعتماد بنفس این بچه بهتر خواهد بود. برای تکمیل روش تربیتیتان لطفا از این ماه به بعد برای اجابت خواسته او فاصله ای قاعل شوید. یعنی وقتی می گوید CD می خوام بگویید صبر کن ظرفهایم را بشویم بعد. یا صبر کن موهایم را ببندم بعد. اصلا در این مواقع به جر و بحث ها، گریه ها و جیغ و دادش توجه حتی بصورت نگاه نشان ندهید مدام توضیح ندهید و اجازه ندهید با شلوغ کاریش شما را از خط بیرون کند که وسط کارتان ول کنید باز برید سراغ کار مورد درخواست او. این زمان ها خونسردی خود را حداقل ظاهری نشان دهید. مهربان و در عین حال روی حرفتان قاطع باشید. سپس طبق قولتان کار مورد نظر او را کمکش کنید انجام دهد "حتما بگویید: خب ظرفای مامان تموم شد بریم ببینم پسر گلم چی می خواد؟" این یعنی هم به خودم هم به تو احترام گذاشتم و روی قولم موندم. در مهمانی ها بهتر است کنترل شده رفتار کنید، فکر نمی کنم حتی خوشایند خودتان باشد که در خانه شما بچه ای بریز و بپاش راه بیندازد. از دو ماه دیگر می توانید به تعداد انگشت های یک دست برایش قوانینی بگذارید، مثلا خونه دیگران غذا روی سفره، یا کلا "داد نه" " زدن نه" موقع کتک کاری با جدیت دست های او را بگیرید در چشمانش نگاه کنید و بگویید "کتک نه " تن جدی شما (نه بلند با داد) بسیار مهم تر از کلام شماست. اگر بعد از این جمله باز به کارش ادامه داد از جلویش کنار روید و به اندازه 3 دقیقه نه به چشمانش نگاه کنید نه جواب حرفهایش را بدهید ( اما دورا دور مراقبش باشید)
سه شنبه 3 دی ماه 1392
برای نگفتن توالت و آموزش آن می توانید با یک متخصص اطفال مشورت کنید اما باید بگم مسلما عدم هماهنگی و توافق پدر و مادر با هم و بخصوص کتک زدن در کندی رشد مناسب پسر شما موثر بوده توصیه می کنم هرچه سریع تر اول به یک زوج درمانگر مراجعه کنید. می تونم خانم دکتر فرتاش رو در تهران معرفی کنم: 88259378 یا هر متخصص زوج درمانگر دیگری قبل از شروع زوج درمانی خودتون، هر اقدامی فقط برای پسرتون داشته باشید نهایتا در بهترین شرایط تا 20-30 درصد بتونه پیشرفت کنه . احتمالا بعد از 3 - 4 جلسه خودتون ، با کمک و توصیه های خود خانم دکتر پسرتونم ببرید پیش گفتاردرمانگر و همزمان اگر در مورد نگهداری ادرار و مدفوعش مشکل جسمی با مراجعه به متخصص اطفال نداشت، با من تماس بگیرید تا در آموزش صحیح توالت بهتون کمک کنم
سه شنبه 3 دی ماه 1392
با سلام پسرم دوسال و سه ماهه است. مدتي است حس بدي دارم از اينكه از نگاه و رفتار اطرافيان حس ميكنم پسرم لوس شده. همه ميگن چرا هرچيزي ميخواد بهش ميديد. چون اگه نديم گريه و دادوبيداد راه ميندازه. تقريبا هركاري ميخواد بكنه اجازه ميديم البته بجز رفتاراي خطرناك. مثلا غذاشو با كثافت كاري ميخوره، گوشتي رو كه بايد توي تابه بندازم ميذارم اون بندازه، سي دي رو ميذارم اون توي دي وي دي بذارهو... از طرفي هم شنيدم كه تا دوسال و نيمگي هر چي ميخواد بايد بهش بديم واقعا نميدونم بايد چكار كنم كه لوس نشه چون اصلا دوست نداريم بچمون لوس بشه در مورد كتك زدن من و پدرش يا ديگران چه كنيم؟ گاهي وقتا بيمورد يا اگه كاري كه دوست نداره رو بكنيم مارو كتك ميزنه لطفا راهنماييم كنيد كه چه جاهايي بايد در مقابل خواسته هاش مقاومت كنيم؟ و آيا اين اخلاقش ممكنه تا بزرگسالي ادامه پيدا كنه؟ با تشكر
سه شنبه 3 دی ماه 1392
سلام..پسرم دو ماه دیگه 3سالش تموم میشه.کامل نمیتونه حرف بزنه...توالت نمیگه..باباش هم مدام میزنتش و به من میگه تو بچه رو درست تربیت نکردی
جمعه 29 آذر ماه 1392
برای این مساله به اطلاع از جزئیات بیشتری نیاز دارم. این موضوع هم می تواند بسیار مهم باشد، هم بسیار کم اهمیت بطوریکه با کوچکترین تغییر در سبک زندگیتان می توانید این موضوع را حل کنید اما اگر بسیار مهم باشد به تشخیص کلینیکی نیاز دارد. مثلا روابطش با سایرین چگونه است؟ آیا راحت ارتباط می گیرد؟ / صحبت کردنش چگونه است؟ مفهوم حرف می زند و از انواع کلمات استفاده کرده و جمله سازی می کند؟ / در محیط های اجتماعی چگونه رفتار می کند؟ / با همسالانش چگونه ارتباط می گیرد؟ / آیا به حرکات چرخشی علاقه زیادی نشان می دهد؟ / آیا ساعت ها با یک وسیله مشغول است و هیچوقت از آن خسته نمی شود بطوریکه روزها همچنان یکنوع اسباب بازی و یک نوع بازی همیشگی؟... همانطور که گفتم جواب این سوالات برای بررسی میزان اهمیت این موضوع بسیار اهمیت دارد. اما اگر حساب کنیم موضوع کم اهمیت است و کودک در روابط اجتماعی و ارتباط کلامی اش مشکلی ندارد پس: 1. به متخصص اطفال مراجعه کنید که از نظر جسمی همه چیز چک شود. 2.چقدر به دلش راه می آیید؟ اگر مدام به دلش ماشین می خرید خب او هم همین را می شناسد، بهتر است وسایل بازی اش را به عمد تنوع بخشید. 3. ارتباطتان را با طبیعت بیشتر کنید، پیکنیک های صبح تا شبی و غذا پختن (مثلا کباب زدن) در طبیعت، چوب جمع کردن برای آتش، کوه نوردی های ساده و کوتاه مدت و چیدن گل های کوهی بسیار کمک کننده است. حتی اگر در پیکنیک هم با خود ماشین آورد مساله ای نیست عملا می بیند که کارهای جالب تر دیگر هم هست. 4. افزایش تعاملش با پدر و همراهی با او در خرید، پارک و... بدون حضور شما و ماشین اسباب بازی نیز اهمیت دارد. 5. ورزش بخصوص ورزشهای آبی، بسیار موثرند. ***خلاصه نمی خواهد مدام کلامی او را تشویق به کار دیگری کنید، عملا او را از محیط در بسته خانه بیرون ببرید و با جوانب دیگر زندگی و طبیعت آشنا کنید که به حرکت آید. (البته همه این ها بعد از پاسخ به سوالات بالا و چکاپ متخصص اطفال است)
دوشنبه 25 آذر ماه 1392
اگر خودتون می دونید که دخترتون موقع سرماخوردگی دست تو دماغش می کنه، طبیعیه و باید با پزشکش برای رفع مشکل تنفسیش صحبت کنید. در مواقع غیر سرما خوردگی می توانید اول با یک داستان شروع کنید، یعنی داستانی بسازید که دختری به سن او چنین می کرده ***مهم است تمام داستان و شرایط و رفتارها و کارهای دخترک عین دختر شما باشد و نظر دوستانش یا قیافه کاری که می کند یا بیماری (در حد بسیار ساده و قابل فهم) را برایش تعریف کنید، جوری داستان را بسازید که برایش خیلی قابل تجسم باشد، جزئیات را مطرح کنید (همه اینها برای این است که تا آنجا که ممکن است دخترتان به آن شخصیت نزدیک شود و دنبال راه حل بگردد) این داستان می تواند تا چند شب ادامه دار باشد، یعنی نخواهید سریع به نتیجه برسید که بچه برای یه مدت بهش فکر کنه و بعد یادش بره، پس بگذارید تا چند شب با این شخصیت و کارهایش و مسائل اخلاقی حسابی درگیر شود. می توانید برای راه حل یابی از نظرتات خود او هم استفاده کنید. گاهی کودک واقعا نمی داند این کار نامناسب است، پس تعجب می کند و شما می توانید با پیشنهادات اخلاقیتان تازه او را از ماجرا مطلع کنید. *** یادتان باشد وسط داستان یا حتی روز بعد به او نگویید: آمیتیس توام داری مثل "شخصیت داستان" دستتو می کنی تو دماغت؟؟!!! وای نه ...*** این ها را نگویید بگذارید خودش مطلب را درونی کند. در مورد مهمانی : باید با مهربانی روی قانون خانوادیتان بمانید یعنی "عزیزم می دونم خیلی دلت می خواد اینجا بمونی، منم وقتی کوچیک بودم همین جوری بودم (داستان خودتان را با این هدف که احساسش را واقعا درک می کنید با مهربانی تعریف کنید) اما هرکس باید شبها خانه خودش بخوابد" و روی این قانون با مهربانی و با قاطعیت بمانید این جوری نه که یه روز حوصله جر و بحث باهات ندارم پس بمون، باشه هرچی تو می گی، هفته بعد چون حوصلم می گیره و حس مادریم قوی می شود می خواهم برایت قانون بگذارم. در عین حال بررسی کنید ببنید چرا دوست نداره بیاد خونه و دیگران یا صاحب مهمانی چه کرده که او را اینقدر جذب کرده. وقتی مورد را فهمیدید اگر خواسته اش منطقیست همان شرایط را در خانه برایش فراهم کنید اگر غیر منطقیست پس روی قانونتان بمانید.
دوشنبه 25 آذر ماه 1392
با سلام وخسته نباشيد دختر 15 ساله دارم كه از كودكي انگشت شصت خود را مي مكيد در همان زمان كودكي با روانشناس مشاوره كردم و آنها به آينده موكول مي كردند كه با گذشت زمان بهتر مي شود اما بهتر كه نشد بدتر نيز شد چون آن زمان در زمان خواب بيشتر مي مكيد اما اكنون در هز فرصتي كه تنها باشد اين كار مي كند بطوري كه احساس آرامش به او دست مي دهد او از كودكي نيز دچار وسواس بود اين وسواس هنوز هم ادامه دارد حمام هاي طولاني با شستن بسيار زياد خود ، شستن زياد دست و پا وسواسي او بسيار زياد احساس آرامش ندارد هميشه نگران است و در ضمن بسيار تنبل در انجام كارهاي شخصي بطوري كه ساعتها اگر به او اجازه دهيم از جاي خود بلند نمي شود اين تنبلي در درسهايش نيز تاثير بد گذاشته است. به انجام هيچ كاري انگيزه ندارد لطفا راهنماييم كنيد با تشكر
دوشنبه 25 آذر ماه 1392
سلام. پسر 4 ساله ای دارم که اصلا فعالیت نمی کنه یعنی بپر بپر و بدو بدو نمی کنه. همش بازی های نشستنکی و ماشین بازی می کنه هرچی هم بهش می گم بدو، نمی دود. و علاقه اش هم فقط به ماشین است و بازی های فکری هم دوست ندارد. از هر کسی هم که جایزه می خواهد فقط ماشین می خواهد. تا حتا خودم هم حاضرم باهاش بدوم ولی وقتی کمی می دود دیگر حاضر نیست بازی کند و باز هم سراغ ماشین بازی می رود. نمی دانم چه کار کنم. چطور می توانم فعالیتش را زیاد کنم؟
شنبه 23 آذر ماه 1392
سلام.جدیدا دختر 3.5 ساله من نمی خواهد از مهمانی به خانه برگردد..یک مدت چیزهای جالبی در خانه برایش گداشتم که با خوشحالی میامد..ولی تمام بچه ها از جمله بچه گی خودم موقع رفتن اصرار به بیشتر ماندن دارند...میخواهم بدانم چه واکنشی درست است و به چه روشی او را مجاب به ترک مهمانی کنم
جمعه 22 آذر ماه 1392
سلام.دختر من دست توی بینیش میکنه و بعضی اوقات به دهان می بره..این اثفاق در زمان سرماخوردگی بیشتر می شود....چجوری می تونم از سرش بندازم؟
جمعه 22 آذر ماه 1392
برنامه خواب شبانه خیلی مهم تر از نیم روز است. اساس به این شکل است که در روز نهایتا دو نیم ساعت کودک بخوابد برای مثال یکی 10 تا 10.30 صبح و یکی 2 تا 2.30 (این ساعات باز هم به برنامه بیداری کودک و برنامه زندگی شما بر می گردد) برای این دو نیم روز فقط زمانیکه میل و نیاز کودک خود را می بینید اقدام کنید. خواب نیم روزی عصر هم دیر تر از 3.30 نباشد که برای خواب شب مشکلی پیدا نکند. بهتر است این سن حتما ساعت 8 شب به تخت خواب برود و مراسم آمادگی برای خواب (مثل حمامی ولرم یا قصه یا شیر (البته از این سن دیگر شیشه شیر نباشد بهتر است) یا ماساژ) شروع شود. خب در مورد ساعت خواب شب ما قانون و البته پایبندی داریم. یعنی با قاطعیت اما خوش رویی کودک را به این کار تشویق می کنیم. گاهی بدن کودک شما ایجاب می کند برای اینکه در طول شب راحت تر بخوابد اصلا در طول روز خواب نیم روزی نداشته باشد. این را هم دقت کنید. اما مراسم قبل خواب بخصوص قصه خوانی والدین با حرکات و صداهای جالب در نور کم اتاق هم به همکاری کودک با شما کمک خواهد کرد هم به آرامش او برای به خواب رفتن. لطفا از کشمکش و تبدیل کردن خواب به یک عذاب ابدی هم بپرهیزید، هر چه حساسیت و تذکرات خود را بیشتر کنید همکاری کودک کمتر می شود و هر چه رعایت قوانین را بخصوص در این سن به بازی و کار جالب تغییر دهید رفتار کودک بهتر و مشارکتش با اشتیاق تر می شود. بعد از خواباندن کودک سر و صدای خانه نیز باید به حداقل برسد تا کار و سر و صدای بیرون کودک را از تخت خواب بیرون نکشد.
سه شنبه 19 آذر ماه 1392
فکر نمی کنم این مساله که به آموزش " گذشت " ربطی داشته باشه. اگر این واکنش های دختر شما به شدتی است که زندگی روزمره، تعاملات، کار و تحصیل او را مختل کرده و یا واکنش به اندازه ایست که شما را خیلی نگران می کند، خودش هم خیلی آزار می بیند به اول به یک دکتر روانشناس بالینی بزرگسال مراجعه نمایید و سپس در صورت توصیه ایشون پیش روانپزشک ببرید.
سه شنبه 19 آذر ماه 1392
سلام من یک پسر 2 سال و 9 ماه دارم . با خواب نیمروزی مشکل داره و بهانه گرفته و نمی خوابه. یک روز ساعت 3 می خوابه. یک روز 4- 5 و ..... یک روزم اصلا نمی خوابه . شبها هم معمولا در خواب چندبار بیدار می شه و بهانه می گیره . البته روزایی که ظهر نمی خوابه شبها هم بدتر می خوابه . یکجا خوندم که بهتره در مورد خواب نیمروزی بچه ها سختگیری نکنیم اما یکجایه دیگه خوندم که زندگی بچه ها از جمله خوابشون باید قانون داشته باشه . نمی دونم باید چه کارکنم .......
دوشنبه 18 آذر ماه 1392
سلام روز بخیر دختر من 20 سال داره و چند وقتی هست به شدت از خمیازه کشیدن بقیه با صدای بلند عصبانی میشه و سرشون داد میزنه واگر با کسی رودرواسی داشته باشه ، بهش چیزی نمیگه ولی میره تو اتاق دیگه و گاهی گریه میکنه و میگه من تحمل بقیه رو ندارم . تازگی ها به دکتر روانپزشک بردم کمی بهتر شده ولی باز با عصبانیت بقیه رو اگر خمیازه بکشن نگاه میکنه و اگر ما هم حواسمون نباشه ، دعوامون میکنه میخواستم راهنمایی کنید چطور باهاش برخورد کتیم که گذشت داشته باشه در مقابل بقیه .
یکشنبه 17 آذر ماه 1392
از راهنماییتون بسیار متشکریم. خیلی استفاده کردیم
شنبه 16 آذر ماه 1392
ببینید مساله وابستگی یه چیزه / مساله لجبازی چیز دیگیه / و مساله جدا خوابیدن چیز دیگری. واقعیت اینکه شما ببینید جزء مادران مضطرب و کمالگرا هستید؟ مادران مضطرب بچه های وابسته بوجود میارن. مادران کمالگرا یا بچه های مضطرب کمالگرا تر از خودشون تربیت می کنن یا بچه های پرخاشگر لجباز که یه جوری می خوان از بند ارزیابی های شما در بیان. بچه از طرفی میترسه مستقل و جدا بشه چون اینطوری اون اطمینان و حمایت رو از شما بابت استقلال و توانایی های فردیش نمی بینه . از طرفی از تذکرها، حمایت های بیش از اندازه و توجهات و وسواس های افراطی شما خسته است. پس رو به لجبازی میاره شما اینجا فقط باید روی خودتون تمرکز کنید . 1. نخواید همه چیز خوب و مرتب و بی عیب پیش بره . 2. هر موضوعی رو جدی نگیرید (چه برای خودتون چه برای بچتون) 3. برای خونه و تربیتتون قوانین داشته باشید اما اندک (به تعداد انگشت های دست) و مهمتر از آن مشخص و همیشگی برای بچه یعنی این بچه بدونه این کاری که امروز مجازه فردا هم خواهد بود نه اینکه فردا مامان حوصله نداره این کار ممنوع می شه. 4. فقط و فقط کارهای خوب و موفقیت های کودکتون رو ببینید و بگید و تحسین کنید و تا آنجاییییی که ممکنه از اشتباهات و خرابکاری هاش بگذرید نادیده بگیرید (مگر در موارد آسیب رسانی های جدی که باید ممانعت قاطع داشته باشید.) این باعث می شه رابطه خوبی با دخترتون ایجاد کنید. 5. برای بچتون با خوش اخلاقی و کارهای آرامش بخش این قانون رو بگذارید که باید سر جای خودش بخوابه. حتی اگر شبی 10 بار بیاد شما رو صدا کنه ولی شما برش می گردونید تو اتاقش و باز بهش آرامش می دید، پشتشو ماساژ می دید، می بوسیدش تا خوابش ببره. به هیچ وجه کنارش نخوابید. براش داستان و آواز بخونید و تا زمانیکه خوابش ببره کنارش بنشینید. اما قبول نکنید بیاد در رختخواب شما. بلاخره شما هم مرزهایی دارید و باید از زندگی خصوصی خودتون هم مراقبت کنید. 6. از تذکرات یا عیب جویی و دستورات پشت هم بپرهیزید. حداکثر روزی 2تا دستور. عیب جویی کلا ممنوع و تذکر هم نهایتا 2 مورد. واقعا بیشتر از این بچه بیشتر به یه آدم حرسی لجباز تبدیل می شه. 7. در آخر هم بدونید جز جای خواب و قوانین که باید روش مصرانه بمانید، با کاهش اضطراب خودتون و بیشتر اعتماد کردن به توانایی های او و جای استقلال دادن بهش وابستگیش کمتر می شه . با گذر زمان از این دوره رشد و کم کردن تنش های عیب جویی و تذکر لجبازی او کم رنگ می شود.
چهارشنبه 13 آذر ماه 1392
باسلام من دختر 3ساله ای دارم که به شدت به من وابستس و به شدت لجبازه مشکلی که الان دارم اینه که اصلن در اتاق خودش که قبلن میرفته می خوابیده دیگه نمیره بخوابه و در اتاق ماهم که می خوابه میگه حتمن تو باید کنارم بخوابی من این کارو می کنم تا خوابش بره بعد در سرجای خودم در تختم می خوابم ولی تا صبح ده بار بیدار میشه می گه بیا بیش من بخواب و تا نخوابم کنارش نمی خوابه همش هم میگه میترسم واقعا نمی دونم چیکار کنم؟
سه شنبه 12 آذر ماه 1392
سلام البته با اطلاعات اندک درست نیست تشخیصی داده بشه اما اینو می گذارم به پای مساله دار نبودن زیادِ این موضوع. منظورم اینه که اگر موضوع مهمتر و شدید تر از اینی هست که اینجا فرمودید حتما باید حضوری تشریف بیارید خودتون و پسرتونو ببینم اما در همین حد باید بگم احتمالا پسر شما هنوز دوره اضطراب جداییش تموم نشده بنابراین ازتون می خوام در این مرحله از رشد که مساله اضطراب جدایی برای بچه ها ایجاد می شه: 1. به هیچ وجه هنگام گریه زاری او عکس العمل خشن یا تند یا بی حوصلگی به خرج ندید 2. هنگام گریه و بهانه گیری براش مدام توضیح ندید اینجا که طوری نیست یا ما همه اینجاییم یا ازین صحبتها فقط او را تماما در آغوش بگیرید و با آرامش بگذارید خودش را با محیط سازگار کند.(مثل آب شدن یک یخ) 3.چند دقیقه ای قبل از رفتنتون به جاهایی که فکر می کنید باز این اعمال او شروع می شود برایش تصویر روشن و واضحی از افراد و شرایط محیطی آنجا ایجاد کنید (با کلماتی ساده، روشن و بسیار ملموس که بچه توانایی درک آن را داشته باشه) همچنین آرام با جدیت بگویید شما هم در آنجا حضور دارید و باهم خواهید بود 4. به هیچ وجه او را وادار نکنید بغل کسی که دوست ندارد (حتی آدمی که تا دیروز با او خوب بود) برود 5. به هیچ وجه غیب نشید. (یعنی اگر خواستید او را جایی بگذارید و مدتی بروید حتما باید بگویید و بعد با قول به بازگشت و بوس و بغل با جدیت (بخصوص در صورت) آن محل را ترک کنید) 6. می توانید برای روشن تر شدن موضوع مقاله مرا نیز با موضوع " اضطراب جدایی" در وبلاگم مطالعه نمایید. Ravanekoodak.blogfa.com
یکشنبه 10 آذر ماه 1392
با سلام من یک پسر دارم و ۲ سال و ۳ ماه سن داره وقتی ما به مهمونی میریم مخصوصا اگر جای جدیدی باشه قبل از اینکه وارد خونه بشیم شروع به گریه میکنه و میگه از اینجا بریم تاکید میکنم جاهایی که برای اولین بار و یا خیلی دیر به دیر میره این کارو میکنه حتی بعصی از کسانی که خونشون میریم و گریه میکنه وقتی اونها به خونه ما میان مشکلی نداره دو در اخر اینکه وقتی تو مهمونی شروع به گریه میکنه ما سعی میکنیم ارومش کنیم و وقتی اروم نمیشه انقدر گریه میکنه تا خسته میشه و بعدش همه چی کاملن عادیه و بازی میکنه و با همه ارتباط میگیره البته اینم بگم که تقریبا از ۶ ماهگی این حالتو داره ممنون از اینکه وقتتون رو به من دادید اگر راهنماییم کنید کمال تشکر رو دارم.
یکشنبه 10 آذر ماه 1392
ناسازگاری دوقلو‌های نوپا در این مرحله از رشد مشکل شایعی است. گاز گرفتن، هل دادن و زدن برای خانواده دوقلو یا چندقلو امری عادی است. به‌رغم این درگیری‌ها و برخوردها، دوقلوها همدیگر را دوست دارند و به یکدیگر وابسته‌اند. دوقلو‌ها براحتی از هم می‌رنجند. چون آنقدر رابطه‌شان نزدیک است، تصور می‌کنند دیگری باید بفهمد در فکر او چه می‌گذرد. دوقلو‌ها در سنین کمتر به سختی درک می‌کنند که خواهر یا برادر، نسخه دوم خودش نیست و شخصیتی جدا و مستقل دارد. زمانهایی هست که دوقلو‌ها از با هم بودن زیاد خسته می‌شوند. بعد از مدتی نیاز دارند زمانی را به خود اختصاص دهند و به طور جداگانه ای با آنها رفتار شود یا وقت گذاشته شود. اغلب فکر می‌کنیم چون دوقلوها با هم به دنیا می‌آیند و مدت زمان زیادی را با هم می‌گذرانند پس مجبور به زندگی با هم هستند، اما لازم است زمان‌هایی را جدا از هم سپری کنند. در دعواهای کودکان دوقلو فورا مداخله نکنید. مگر اینکه درگیری فیزیکی ایجاد شود و احتمال آسیب رساندن به همدیگر می‌رود. بکوشید با هر دو جدی باشید در عین اینکه متانت و آرامش خود را حفظ می کنید. این گونه به احساس امنیت کودک هم کمک می‌کنید. همان لحظه موقعیت را تجزیه و تحلیل نکنید. به هیچ وجه نقش قاضی را بعهده نگیرید. چون اگر توجه خود را صرف قضاوت دعوا کنید و واکنش نشان دهید بچه‌ها از شما سرزنش و غر زدن خواهند آموخت و زمینه برای مشاجرات بعدی فراهم می‌شود. احساس اجحاف یا حتی سوء تفاهم هایی پیش می آید که در مورد دوقلوها حساس تر هم هست. از کلمه " نه استفاده کنید" مثلا : زدن نه، هل نه، تف نه، مو کشیدن نه جملات بلند و کلمات پیچیده کاربردی ندارند. اگر به حرفتان توجه کردند که هیچ اگر نه یکی را با اولین حرکت نادرستش بعد از تذکر شما از آن محیط بلند کنید جای دیگری ببرید. به داد و بیداد ها یا گریه هایش کاری نداشته باشید. به او بگویید هل دادن نداشتیم. یا زدن نداشتیم. بازی این جوری نیست. اگر میخواید اینجوری بازی کنید تنهایی بازی کنید. اگر درگیری فیزیکی رخ ندهد، شاید بچه‌ها بتوانند از پس مشکلاتشان بربیایند. در هر صورت جر و بحث کردن بین دوقلو‌ها موضوعی همیشگی است. پس یادگیری سازش و کنار آمدن با اختلافات مهم است. منحرف کردن توجه آنها هم کار خوبیست. ایجاد سرگرمی یکی از راه‌های کنترل موقعیت است و اگر دعوا سر به دست آوردن اسباب‌بازی است، پیشنهاد اسباب‌بازی جایگزین به یکی از کودکان بدهید. وجود اسباب‌بازی‌های مشابه خیلی کارساز و موثر خواهد بود. بویژه وقتی دوقلوها کم‌سن‌تر هستند و مهارت مشارکت در بازی آنان رشد نکرده است. همچنین تعدادی اسباب‌بازی برای روز مبادا داشته باشید. آنها را دور از دسترس نگه دارید و زمان دعوا به دستشان دهید. تازگی اسباب‌بازی آرامشان خواهد کرد. برای والدین دوقلو بسیار مفید است مستقیما با بچه‌ها وارد بازی شوند، مهارت‌هایی مانند نحوه استفاده از اسباب‌بازی، حفظ نوبت و داد و ستد وسایل بازی را تمرین کنند. والدین می‌توانند این مهارت‌ها را اجرا وهر دو بچه را برای انجام مهارت‌ها تشویق کنند. تمام تلاشتان را بکنید هر چند وقت یکبار پدر یا مادر فقط با یک بچه حتی به مدت 10 دقیقه، زمانی را به تنهایی بگذارند. این تمرین برای ایجاد هویت منحصر به فرد هر یک از آنها مفید است. مهم‌ترين مساله در مورد دوقلوها داشتن رفتار متفاوت با هر كدام از آنهاست. خيلي از مواقع والدين به دليل اينكه فرزندانشان دوقلو هستند با آنها يكسان برخورد مي‌كنند در حالي كه اين رفتار درست نيست و گاهي بايد با آنها رفتاري كاملا متفاوت داشته باشند. اين مساله به خصوص در مورد دوقلوهای دوتخمكي (ناهمسان) كه كاملا مي‌توانند از نظر ويژگي‌هاي رفتاري با هم متفاوت باشند و حتي ويژگي‌هاي رفتاري عكس هم داشته باشند، بيشتر صدق مي‌كند. بنابراين بايد با اين كودكان همان‌گونه كه ويژگي رفتاري متفاوتي دارند، متفاوت رفتار شود. به عنوان نمونه دوقلوهايي هستند كه يكي از آنها از نظر ويژگي‌هاي سرشتي جزو كودكان آسان يا راحت است و كودك ديگر از نظر ويژگي‌هاي سرشتي جزو كودكان دشوار يا كودكان بدقلق محسوب مي‌شود و مي‌توان پيش‌بيني كرد كه كودك بدقلق يا دشوار به دليل ويژگي‌هاي رفتاري، توجه بيشتري از والدين، براي رسيدگي به خواسته‌هايش دريافت مي‌كند. در حالي كه به دليل همان حسي كه از اسم آنها و ويژگي‌هاي راحت‌بودنشان معلوم است، مديريت رفتار کودکان راحت براي والدين بسيار آسان است و ممكن است حتي توجه كمتري دريافت كنند و به نوعي مورد غفلت و بي‌توجهي در مقايسه با قل بدقلق خود قرار بگيرند. بنابراين خانواده‌ها بايد به اين امر واقف باشند كه با هر كودك براساس ويژگي‌هاي رفتاري‌اش برخورد و رفتار کنند. لباس هم‌رنگ و هم‌شكل به آنها نپوشانيد مشكل ديگري كه بخصوص در خيلي از فرهنگ‌ها بخصوص فرهنگ ما وجود دارد در مورد پوشش دوقلوهاست. به گونه‌اي كه خانواده‌ها مي‌گويند خود دوقلوها نيز اصرار دارند پوششي يكسان داشته باشند درحالي كه به دلايلي كه در بالا اشاره شد حتما بايد پوشش كودكان دوقلو از ابتدا كاملا با هم متفاوت باشد. شايد زماني كه كودكان بزرگ‌تر مي‌شوند روي طرح لباس اصرار داشته باشند كه يكي باشد اما حتما با متمايزكردن رنگ لباس آنها را از يكديگر تفكيك كنيد. حتي بهتر اين است كه طرح لباس‌ها نيز متفاوت باشد. به علاوه بايد از هركدام از دوقلوها نظرشان را در مورد انتخاب وسايل مورد نيازشان بپرسيد. در خيلي از موارد ديده مي‌شود وقتي والدين نظر كودكان دوقلو را مي‌خواهند از دوم شخص جمع استفاده مي‌كنند در حالي كه بايد آنها را دوم شخص مفرد مخاطب قرار دهند. اين يكي از نكاتي است كه بايد در رفتار با آنها در نظر داشت. بهتر است همکلاس نباشند در مورد حضور كودكان دوقلو در مهدكودك يا مدرسه حتي‌الامكان تا جايي كه مقدور است بخصوص در مدرسه بايد كلاس‌هايشان با هم متفاوت باشد. به دليل اينكه كودكان دوقلو بعد از مدتي ياد مي‌گيرند به جاي اينكه نيازهاي عاطفي‌شان را از همسالان خود بگيرند از ‌قل ديگر دريافت كنند و اين مساله باعث مي‌شود به جاي اينكه پيوند عاطفي آنها بسيار قوي باشد در مهدكودك و بخصوص در مدرسه كودكاني منزوي شوند و تمام مدت زنگ تفريح را با هم بگذرانند. در حالي كه اگر كلاس‌هايشان با هم متفاوت باشد كودكان ياد مي‌گيرند هر كدام شبكه اجتماعي خود را داشته باشند و دوستان جديدي پيدا كنند. با هم مقايسه‌شان نكنيد يكي از مشكلاتي كه با حضور كودكان دوقلو در يك كلاس ايجاد مي‌شود، اين است كه معلمان آنها را با هم مقايسه مي‌كنند. چنانچه گفته شد براساس ويژگي‌ها و تفاوت‌هاي فردي كودكان دوقلو مي‌توانند از لحاظ هوش و ويژگي رفتاري با هم متفاوت باشند. اما وقتي در يك كلاس هستند به طور ناخودآگاه توسط معلمان و اولياي مدرسه با هم مقايسه مي‌شوند و اين امر باعث مي‌شود يكي از آنها از هوش كمتري نسبت به قل ديگر برخوردار است، مدام زير سايه ديگري قرار بگيرد و با او مقايسه شود و اين مساله در درازمدت موجب كاهش اعتمادبه‌نفس او مي‌شود. مقايسه كودكان با يكديگر درخصوص والدين نيز صدق مي‌كند. چنين حالتي بين كودكان دوقلويي كه يكي برون‌گراتر و ديگري درون‌گراتر است، نيز پيش مي‏آيد. در اين موارد كودك برون‌گرا به مرور ياد مي‏گيرد هر زماني كه از قل ديگر سوال مي‌شود او جوابگو باشد زيرا كودكان درون‌گرا خجالتي و كمرو هستند و به جاي اينكه آنها سوال را جواب دهند كودك برون‌گرا كه جسورتر است شروع به پاسخ مي‌كند. اين رفتار به مرور زمان به عنوان الگوي رفتاري شكل مي‌گيرد و كودك درون‌گرا در سايه حمايت كودك برون‌گرا كه اعتمادبه‌نفس كاذبي در وي ايجاد شده قرار مي‌گيرد. موفق باشید حسینی زاده
چهارشنبه 29 آبان ماه 1392
با عرض سلام وخسته نباشيد پيرو صحبت كوتاه تلفني امروزم با شما وتوضيح در مورد مشكل رفتاري دوقلوهايم علي الخصوص پسرم كه قل اول ميباشد مجدد به شرح مشكل وطرح سوالم ميپردازم. دوقلوهاي من 23 ماهه هستند از دوجنس مخالف.مانند اكثر دوقلوها از مدتها پيش با هم درگيري بشكل موكشيدن داشتند.البته ابتدا اين مساله از سمت پسرم شروع شد والان تشديد شده.بعضي اوقات با گاز گرفتن وموكشيدن خواهرش ميخواهد كه به خواستش برسد. اگر من يا پدرش به او اعتراض كنيم حتي با زبان خوش شروع به زدن ما ميكند.بسيار به آب بازي علاقمند است ودرصورت نبودن آب با آب دهانش بازي ميكند واينكار با مخالفتهاي من وتذكرات پي در پي مدتيست كه ادامه دارد ومتاسفانه خواهرش از او تقلبد ميكند. باتوجه به مسائل مذكور سئوال من از شما اينست كه لطفا بگوييد آيا اين مسائل عادي ومقطعيست وبايد حل آنها را به زمان سپرد يا اينكه مشكل تلقي ميشود و بايد دنبال راهكار بود؟؟؟ پيشاپيش از توجه و پاسخ شما بسيار سپاسگزارم.
سه شنبه 28 آبان ماه 1392
1.بچه ها با هم در تمام حیطه ها متفاوتند. پس نگران نباشید چرا بچه 2 ساله فلانی اینقدر راحت سر کلاس نشسته دختر من نه. یا چرا این اینجوریه اونای دیگه نه. 2. اگر شما مادر استرسی و نگرانی هستید که می خواهید تمام کارهایتان بی نقص و کامل باشد و برای همین روی چیزهای مختلف و افراد کنترلگرانه رفتار میکنید، وابستگی دختر شما طبیعیست. چون این مساله را شما در او ایجاد کردید. روزی که او مستقل شود و تقاضایی برای حضور شما نداشته باشد، شما نگران می شوید و حتی بهتان بر می خورد. و این دیگر مساله دخترتان نیست. حتی قیافه نگران و پر استرس شما سر کلاس یا قبل از رفتن به کلاس و احتمالا جملاتی که به ظاهر برای آرام کردن و مجاب کردن دخترتان بکار می برید، همه به کودکتان این را می رسانند که باید از دوریتان احساس نگرانی و اضطراب کند. باید به شما بچسبد تا امنیت را احساس کند. و این درست نیست. روی خودتان کنترل داشته باشید. چرایی اضطراب و نگرانی های خودتان را پیدا کنید تا با حل آنها کودک شما هم آسوده خاطر شود. 3. آموزش رسمی برای کودکان از 3سالگی شروع می شود پس اگر هم کلاسی باشد بخصوص برای این سن باید نهایتا 2ساعت آن هم با فعالیت ها و موسیقی های سرگرم کننده و خوشایند کودکان. اگر بیشتر از این زمان است فکر می کنم تجدید نظر کنید بهتر باشد. اما اگر به یادگیری زبان او از این سن تاکید دارید هم ساعت را کم کنید هم قبل از کلاس به هیچ وجه با کودک سر کلاس رفتن یا فعالیت های داخل کلاس حرف نزنید. حتی او را ترغیب نکنید. فقط با ایجاد جوی شاد و آرام شرایط را برایش خوشایند کنید. با اعتماد به نفس و اقتدار او را سر کلاس ببرید و بگویید پشت کلاس نشسته اید و می تواند به شما سر بزند. (حتما هم روی این حرفتان بمانید.) لبخند، آرامش و عدم پرسش از فعالیت ها یا اتفاقات سر کلاسش را فراموش نکنید. (به مدت 2 تا 3هفته مداوم) اگر مرکزی این اجازه را به شما نداد که بمانید، به این کلاس ادامه ندهید. اگر روزی خواستید بروید حتی تا دم ماشینتان، با او درمیان می گذارید و می گویید قول می دهید برگردید و با جدیت خداحافظی کرده و می روید. (قول جایزه واز این حرفها هم ندهید.) با آرامش و قاطعیت رفتنتان را (البته بعد از 3هفته) اعلام کنید و با همان حال هم بروید و برگردید. هنگام برگشت قولتان را یادآوری کنید که به آن عمل کردید و اینکه او می تواند همیشه روی شما حساب کند. موفق باشید
سه شنبه 28 آبان ماه 1392
1.دیدن CD های خشن و پر سر و صدا را در خانه بسیار محدود کنید. نه اینکه فقط بگویید دیگر نمی توانی این ها را ببینی. بلکه با بازی ها یا مشغولیت های دیگر سرش را حسابی گرم کنید تا با این CDهای بی محتوای خشونت پرور وقت خود را تلف نکند. 2.الگوی داد و بیداد در خانه چه کسیست؟ اگر هست سعی کند این رفتار هایش را تا حد ممکن کم یا حتی حذف کند. اگر نمی تواند و شما هم نمی توانید او را در کنترل خود حمایت و راهنمایی کنید، بپذیرید پسر شما هم چنین باشد. 3.در مقابل داد و بیداد به هیچ وجه مقابله به مثل نکنید. مثلا شما هم با داد حرف نزنید. 4. روی برقراری رابطه صمیمانه بدون ترس با فرزندتان کار کنید تا به این طریق نخواهد حرفهای نزده یا کارهای نکرده اش را در خانه جای دیگری پیاده کند و به نوعی از شما انتقام بگیرد. (البته این کار کاملا ناخودآگاه است و کودک عمدا این کار را نمی کند) 5. احتمالا این موضوع فقط برای مهمانی ها نیست، او ازین طریق یادگرفته شما یا سایرین را تحت کنترل خود بگیرد. اما چه در خانه چه در مهمانی، بی محلی محض داشته باشید یعنی به او نگاه نکنید (حتی با اخم هم نه) فقط صورتتان را بسیار جدی نشان دهید. با او کلامی حرف نزنید. تا زمانیکه صدایش را پایین آورد. وقتی صدا پایین آمد به او نگاه کنید و با جدیت در عین متانت به او بگویید : "آها، الان می شنوم چی می گی، خب حالا بگو چی می خوای؟" اگر معقول بود که انجام دهید و بعد از آن به او یادآوری کنید زمانیکه آرام صحبت می کند میتوانید حرفهایش را بفهمید. اگر در خواسته اش نا معقول بود برایش با متانت و جدیت اما در جمله ای کوتاه و ساده توضیح دهید امکان آن کار نیست. سپس دنبال کار خود بروید اگر به سر و صدایش ادامه داد فقط یکبار دیگر توضیحتان را یادآوری کنید و بعد باز او را نادیده بگیرید (نه نگاه نه صحبت). بگذارید اینقدر داد بزند تا خسته شود. داد یا حرف بد نزدن یکی از قوانین مهم خانه است که باید روی آن مصرانه بمانید. (البته این موضوع متقابل است و باید خودتان هم در مقابل آنها حتما این قانون را رعایت کنید.) یاد بدهید برای جلب توجه (اگر چه این کارشان اشتباه است) لااقل به کارهای مفید متوسل شود. این مورد برای گریه های مقصود دار بچه ها نیز صادق است. 6. می دانم شاید این موضوع برایتان سخت باشد که در مهمانی و جلوی آن همه مهمان چنین واکنشی داشته باشید و دلشوره شدیدی می گیرید که دیگران چه می گویند یا زیر فشار نگاه های متعجبشان خرد می شوید. اما می توانید این موضوع را خیلی واضح و با جملاتی قاطعانه به دیگران توضیح دهید که او با توجه شما پاداش خود را می گیرد. از آنها خواهش کنید برای مدتی هیچ کس به او نگاه نکند و با وی صحبت نکند. این تمرین را می توانید در مهمانی های خودمانی تر یا مهمانی هایی که افرادش بیشتر شما را درک می کنند یا با شما همکاری می کنند آغاز کنید تا کودک این حالت را به مهمانی های دیگر هم تعمیم دهد. اما این را بدانید هر روش تربیتی باید تداوم و قاطعیت والدین را داشته باشد تا تاثیر خود را بگذارد. روزی نادیده بگیرید، روز دیگر پرخاش کنید، روز بعد بشکون بگیرید اصلا جواب نمی دهد. 7. قبل از مهمانی به او مدام گوش زد نکنید که " رفتیم خونه فلانی دیگه داد نزنی ها. اذیت نکنی ها و...." این جملات یادآوری کارهای موفقیت آمیز و جلب توجه کننده او هستند.
سه شنبه 28 آبان ماه 1392
مادر عزیز برای بررسی این موضوع من به اطلاعات دقیق و کاملتری نیاز دارم. پیشنهاد می کنم اول فرزندتان را برای یک چکاپ کامل پیش پزشک مربوطه ببرید و از سلامت او در ناحیه تناسلی اش مطمئن شوید. اگر از نظر پزشکی به عدم مشکلات جسمانی مطمئن شدید به موارد زیر توجه بفرمائید: 1. هرچقدر برای حل مسائل فرزندانمان از سنین پایین تر چاره جویی کنیم، کمک موثرتری می تونیم بکنیم. البته این اصلا به این معنی نیست که در سنین بالاتر امکان حل مسائلمان نیست، بلکه با شروع زود هنگام می تونیم از به هدر رفتن بسیاری از هزینه هایی که بابت ازدست دادن فرصتهای فرزندانمان میکنیم و انرژی های زیادی که در این راه صرف می شه جلوگیری کنیم. همچنین فرصت آموزش، یادگیری، کودکی کردن و کسب انواع مهارتها را در این سنین طلایی از دست ندهیم. 2. خوشبختانه امروز برای مسائلی از این قبیل که فرمودید (انواع وسواسها و مشکلات اضطرابی) چه درمورد بچه ها چه درمورد بزرگسالان راه حل های رواندرمانگری وجود دارد که حتی افراد را در موارد حاد تر به دارو بی نیاز کرده است. البته این روش ها همانطور که گفته شد حتما به جلسات رواندرمانی نیاز دارد که با گرفتن اطلاعات کامل تر از شما تمریناتی برای شخص فرزند شما و حتی خودتان (بخاطر سن پایین فرزند) طراحی و داده می شود. خیلی جای شکر دارد که این تمرینات امروز در کشور ما هم آورده شده و اصلا وقت گیر یا سخت نیستند. همچنین در کوتاه مدت هم نتیجه لازم را می گیرید. 3. از آنجا که تخصص من هم در حیطه مشکلات اضطرابی از جمله وسواس هست، در صورت تمایل به شروع درمان می توانید با ایمیل یا شماره من تماس بگیرید. موفق باشید حسینی زاده
سه شنبه 28 آبان ماه 1392
1.مسائل مربوط به زندگی کودکتان را خوب بررسی کنید. احتمالا پاسخ سوال خود را در سبک زندگیتان پیدا خواهید کرد. کودکان با رفتارهایشان انعکاسی از رفتارهای خود ما و شرایطی که در زندگی خانوادگیمان ایجاد کرده ایم، هستند. 2.حتما پیگیر مسائل فرزندتان در مهد باشید. با پرسش از کارکنان مهدش. یا اگر آن مهد روانشناسی دارد با او موضوع را درمیان بگذارید تا اگر فرزندتان در مهد مشکلی دارد با شما در میان بگذارند. درعین حال می توانید از کودک خود هم دقیق تر پرس و جو کنید. در صورتی که مطمئن شدید بهانه گیری نمی کند یا چیزهای دیگری نمی خواهد که به نام مهد می گذارد، حرفهایش را بپذیرید و اگر مساله حتما از بابت مهد بود سریعا اقدام به حل آن کنید. البته لزوما تعویض مهد راه حل نخواهد بود. مگر اینکه اوضاع زیاد بهم ریخته باشد. 3.توصیه می کنم در رفتارهای خودتان با کودک، از تعجیل های بی مورد، مقایسه، انتقاد و عیب جویی های مداوم، سرزنش، کتک و حرف های تند بکاهید. 4. در این خانه باید آرامش بیشتری حاکم شود و روی ترمیم روابط والدین با کودک کار شود. 4.کودک شما نیاز دارد ارزش وجودی خود را بیشتر حس کند. به او بگویید "چقدر از بودن با او لذت می برید". "چقدر وجود و حضورش در کنارتان برای شما دلگرم کننده و خوشایند است". تا آنجا که می توانید آغوش و بوسه را در خانه رواج دهید. 5.بیشتر روی احساسات خوشایند و مثبت خود نسبت به او تاکید کنید و کوچکترین تلاش های او را برای انجام کاری ببینید و به او بگویید که متوجه هستید. جملاتی مثل " می دونم کار سختیه اما مطمئنم تو از پسش برمیای." البته در صورتی که واقعا اینطور باشد یا " من به توانایی های تو ایمان دارم" 6.برای کودکتان وقت بگذارید حتی اگر شده شبی نیم ساعت اما بدون اینکه با تلفن صحبت کنید یا تلویزیون تماشا کنید یا به کارهای خانه بپردازید، این زمان فقط برای اوست و او باید فعالیت خوشایند مشترکتان را تعیین کند. همه توصیه ها برای ایجاد رابطه ای گرم و صمیمی بین شما و فرزندتان است که موجب ایجاد حس اعتماد و امنیت بین شما می شود.
سه شنبه 28 آبان ماه 1392
با سلام و خسته نباشید دختر 2سال و نیمه ای دارم که مدت 2ماه است که در کلاس زبان ثبت نامش کردم اما بعد از 2ماه هنوز سر کلاس نمیره و مدام گریه میکنهو میگه مامانم هم بیاد به نظر شما زود اقدام به کلاس بردن کردم یا نه ؟ایا به کار خودم ادامه بدم و با گریه بذارم ببرنش تو کلاس یا نه ؟ با تشکر
سه شنبه 28 آبان ماه 1392
سلام خانم حسینی زاده، من دخترم چندین شبه که مدام کابوس می بینه و چیزایی میگه تو خواب که نگرانشم. صبحهام ککه پا میشه مدام بهانه گیری می کنه می گه هیچ کس منو دوست نداره، نمی خوام برم مهد. اینو نمی خوام اون لباسو نمی پوشم فکر می کنید بخاطر مهدکودکشه؟ عوض کنم مهدشو؟
دوشنبه 27 آبان ماه 1392
سلام دختر من 6 سالشه و من سر دستشویی رفتن های دم به دقیقه ایش واقعا مشکل دارم. حداقل هر 3ساعت یک بار حتی اگر هم دستشویی نداشته باشه می ره توالت یا مدام دستهاشو آب می کشه. نه من نه پدرش تو خونه اینجوری نیستیم. از کوچیکی این مشکل رو داشت و من همیشه می گفتم حل می شه یا بزرگ می شه از سرش میوفته اما نشد. الان درمونده شدم و ازتون کمک میخوام.
یکشنبه 26 آبان ماه 1392
با سلام و خسته نباشید. پسر من 3 سال و 8 ماهش است و الان حدودا چند ماه است که وقتی به مهمانی می رویم شروع به داد و بیداد می کند همه چیز را با داد می گوید و وقتی هم که کسی می خواهد او را نوازش کند یا ببوسد داد می زند و گاهی هم می زند.
شنبه 25 آبان ماه 1392
این مساله می تواند نشانه ای از اضطراب باشد. عامل اضطراب زا را پیدا کنید. مثل انواع تغییرات در زندگی کودک. (آموزشگاه جدید. مراودات جدید. خانه جدید. روابط والدین باهم و ...) شما برای پیدا کردن این عامل یا عوامل استرس زا باید هوشیارانه عمل کنید. حتی ببنید آیا نحوه تعامل والدین با کودک تغییری کرده است؟ وجود فرزندی جدید حتی در حد حرف و مطرح کردن برنامه آن یا اینکه اگر این فرزند شما فرزند دوم یا چندم است مساله خاصی با خواهر و برادرش پیدا کرده یا نه؟ آیا حس امنیت او به نوعی تهدید شده است؟ شاغل شدن مادر یا حضور کم رنگ تر او و ..... همه می توانند برای کودک استرس زا باشند که هر کدام از کودکان به شیوه ای این عامل را نشان می دهند . چرا که نمی توانند خود آن عامل را شناسایی کرده و در موردش با پدر مادر صحبت کنند. بدهیست آن عامل در صورت امکان باید حل شود. تا اثرش بر روی کودک کم شود. موفق باشید حسینی زاده
شنبه 18 آبان ماه 1392
پاسخ : رضا شاید مهم ترین عامل این سردرگمی دیدگاه والدین نسبت به بچه ها درباره مسایل جنسی است . پرسش کودکان در این زمینه در جهت کنجکاوی آنان نسبت به دنیای درون و برون خود بوده و با مفاهیم روانی جنسی دوران بزرگ سالی متفاوت است . کودکان همچون بزرگسالان به این موضوع نمی نگرند و باورهای خاص خود را در این زمینه دارند . درک کودک از خود به عنوان دختر یا پسر بودن و اعتقاد راسخ به آن هویت جنسیتی نامیده می شود . هویت جنسیتی در سن 18 ماهگی ظاهر و اغلب تا سنین 4 – 2 سالگی تثبیت می شود . وقتی بچّه‌ها در حال کشف دنیای خود هستند،کم کم نسبت به اعضای خصوصی بدن هم جنس خود و جنس مخالف نیز به‌طور طبیعی کنجکاو می‌شوند. شکل اعضای تناسلی جنس مخالف برای بچّه جالب است. بچّه‌ها در بازی‌های عادی خود از فرصت استفاده می‌کنند و از نظر جسمی به بچّه‌های دیگر نزدیک می‌شوند تا شکل بدن آنها را کشف کنند. معمول‌ترین سناریو، "دکتر بازی کردن " بچّه‌هاست. بیشتر بچّه‌ها تجربه دارند که وقتی نزد پزشک می‌روند او بدن آنها را معاینه می‌کند. پس دکتر بازی می‌کنند تا بتوانند فرصت دیدن بدن دیگران را بدست آورند. ،عکس‌العمل شما بسیار مهم است و بر احساسی که فرزندتان در آینده نسبت به بدن خود و اعضای خصوصی آن پیدا خواهد کرد تأثیر بسیار مهمی خواهد گذاشت. هول نـــشوید، نه او را سرزنش کنید ،نه تنبیه. کاری که باید بکنید این است که، برای رفتار جنسی مناسب آنها حد و مرزی تعیین کنید. تعیین حد و مرز جنسی: فکر کنید پسر شما با همبازی خود در اتاق مشغول بازی است. وقتی وارد اتاق می‌شوید می‌بینید از کمر به پایین برهنه شده‌اند. برخورد شما چیست؟ آرامش ظاهری خود را حفظ کنید و سر بچّه‌ها داد نکشید و آنها را سرزنش نکنید. بلکه برای آنها حد و مرزی تعیین کنید. مثلاً بگویید: «هر دوی شما لباسهایتان را بپوشید. بدن شما خصوصی است و نباید جلوی کسی لباسهایتان را در بیاورید. بیایید برای شما یک سرگرمی پیدا کنم». هر کدام از خانواده‌ها می‌توانند از این موقعیت مناسب برای آموزش فرزند خود استفاده کنند. اگر دیدید بچّه‌ها باز هم به دکتر بازی علاقه نشان دادند شاید نشان این است که کنجکاویشان هنوز ارضا نشده است. بنشینید و اطلاعات اساسی را با فرزند خود مرور کنید. با او درباره‌ی شکل بدن و نام یکی یکی اعضای مختلف بدن صحبت کنید. اندام‌های جنسی را در لابه لای اندام‌های غیرجنسی نام ببرید مهم اینه که متوجه بشه حساسیت شما بخاطر وجود همچین عضوی نیست. پس اول او را درک کنید به کنجاویش پاسخی در حد فهم او بدهید. حساسیت خود را آنی نشان ندهید. اگر اینکار را بکنید کودک می فهمد باید این مساله را از شما پنهان کند و این برای شما مشکل ساز خواهد شد. مهمترین آموزگاران بچّه‌ها، والدین هستند. نه ما ،و نه کودکان ما هیچ‌گاه نباید از دانستن خجالت بکشیم. زیرا همه‌ی ما حق داریم بدانیم. فقط باید سعی کنیم عبارات را در خور فهم کودکان ساده کنیم. جهت اداره مناسب این روند رشدی توجه به موارد زیر کمک کننده خواهد بود : رفتار های روانی جنسی کودکان خود را با مسائل بزرگسالان مورد مقایسه قرار ندهید . هرگز در مورد این رفتارها شتاب زده قضاوت نکنید و در مورد علت انجام این رفتارها تأمل کنید . در مورد الگوهای رفتاری خود و پیام های در یافتی از تلویزیون در رابطه با موارد مرتبط با مسائل جنسی از جمله طرز لباس پوشیدن ، شوخی ها و ارتباطات تجدید نظر کرده و سعی در تعدیل این الگوها نسبت به سن کودک تان داشته باشید . بچه های کوچک زیاد تقلید می کنند و هر آنچه که از سوی بزرگترها می بینند ، انجام می دهند ، حتی اگر پی به اهمیت آنچه که تقلید می کنند ، نبرده باشند . به فرزندان خود بویژه با بزرگ تر شدن آن ها بیاموزید که شما پدر و مادری هستید که بتوانند از شما سؤال کنند . یعنی پدر و مادری که حتی به ناراحت کننده ترین سؤالات به گونه ای پاسخ می دهید که راه برقراری ارتباط نزدیک تر و با احترام را باز نگه می دارد . زیرا در غیر این صورت کودکان منابع دیگری برای ارضاء نیازهای اطلاعاتی و کنجکاوی های خود جستجو خواهند کرد . طوری با کودکتان رفتار کنید که همیشه شما را در کنار خود احساس کنند . پاسخ سؤالات را به آینده واگذار نکنید و به کودکان خود پیام های گیج کننده و مبهم ندهید . خجالت خود را در این زمینه کنترل کنید و دچار اضطراب و تشویش نشوید . « هر وقت بزرگ شدی خودت می فهمی » ، « این مسائل مربوط به بزرگترهاست » ، « این حرف ها زشت هستند » ، « اگر از این حرف ها بزنی دهانت زخم می شود » ، پاسخ هائی هستند که به هیچ وجه کمکی به کودک نمی کنند . برخورد شدید و توأم با عصبانیت به سؤالات رفتارهای جنسی کودکان خود نداشته باشید . به جای برخورد خصمانه و پرخاشگرانه در این موارد ، ضمن حفظ آرامش خود ، به بچه ها بیاموزید چه کاری مناسب است و چه کاری نامناسب و این که چگونه با بخش های خصوصی بدن خود و دیگران برخورد مناسبی داشته باشد ، این قبیل واکنش ها در رفع کنجکاوی کودکان نه تنها مؤثر نبوده بلکه منجر به عواقب نامناسب از جمله پنهان کاری ، شرم افراطی ، اعتماد به نفس پائین ، اشکال در روابط جنسی آتی خواهد شد. نادرست بودن آنها را به صورت ساده و روشن توضیح دهید . از توجه افراطی و گوشزد کردن مکرر خودداری نمائید . محدوده ها و مرزها را با کلماتی ساده توضیح دهید . حریم خصوصی افراد و بخش های خصوصی بدن را برای کودکان شرح دهید . این کار را می توانید در قالب داستان بین عروسک های مورد علاقه او مطرح کنید که به خوبی در ذهنش نقش ببندد. در صورتی که کودک شما به ناحیه تناسلی خود دست می زند ، بعد از بررسی سایر علل از جمله ناراحتی های جسمی مثل خارش و .... ، بر نادرست بودن این عمل تأ کید کنید . توجه او را به فعالیت های دیگری جلب کنید و از یادآوری مکرر موضوع خودداری کنید . تکنیک بی اعتنائی نیز ممکن است در پایان بخشیدن به این موضوع در کودکان کم سن تر مفید باشد . اگر این مورد در هنگام خواب پیش آید با خواندن کتاب و پرت کردن حواس و تغییر برنامه خواب می توانید این عادت را کاهش دهید . در صورت درآوردن لباسها ، با تأکید بر نادرست بودن بازی بدون لباس ، به آن ها کمک کنید تا لباس خود را بپوشند و در صورت تکرار ، در زمان بازی مراقبشان باشید . از بر چسب زدن به فعالیت های جنسی طبیعی کودک خودداری کنید . ذکر عباراتی چون « کثیف است » ، « دست تو پاک نخواهد شد » ، سخت گرفتن در آداب توالت ، موجب شکل گرفتن رفتار های وسواسی و اضطرابی در نزد بچه ها می گردد. استفاده از اسامی متعدد و شوخی های مختلف در مورد رفتارهای جنسی طبیعی کودکان و ناحیه تناسلی موجب عدم آشنائی کودک با رعایت حدود و قوانین گردیده و تکرار شوخی ها و گفته ها ی بزرگسالان موجب برخورد متناقض با وی می شود که برای کودک قابل فهم نیست . موفق باشید حسینی زاده
شنبه 18 آبان ماه 1392
باسلام و احترام پسری دارم 3سال و 6 ماهه .حدود سه ماه است که به الت تناسلی اش حساس شده و اگر فرصت پیدا کند و سرگرم بازی نباشد یا در ایینه نگاهش میکند یا وسیله بازی میشود.چندین بار به شوخی و جدی گفتم که آنجا یک جای خصوصی است و باید در حمام و دستشویی معلوم باشه و نباید به آن دست زد ولی هنوز عادتش ترک نشده . و جملات من را به خودم بر می گرداند( مامان اگر گفتم اونجا یه جای خصوصی است تو بلند بخند) من چه کار کنم؟
شنبه 18 آبان ماه 1392
با سلام و خسته نباشید پسر من 6 سالش است و پیش دبستانی است چند وقت است که مرتب دستش را به دهانش می برد یا هر چیزی که دستش باشد را ناخودآگاه به دهانش می برد هرچقدر هم برایش توضیح می دهم باز هم همین کار را می کند علتش چیست ؟ چه کار کنم تا این مسئله حل شود ؟ با تشکر
شنبه 18 آبان ماه 1392
بیشتر
* متن نظر
* متن کنترلی را وارد کنيد

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه باکودک از آخرین رویدادهای مرتبط با دنیای کودکان با خبر خواهید شد.